اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
گروه يهود بودند كه با اسلام اعلام جنگ نمودند. «١» در اين واقعه پرچم رسول خدا (ص) سفيد رنگ بود و در دست حمزة بن عبدالمطّلب قرار داشت. «٢» در غزوه احد احد يا پيامد بدر جنگ بدر با پيروزى قاطع مسلمانان به پايان رسيد. در اين واقعه هفتاد تن از سپاه دشمن كشته و هفتاد تن ديگر اسير شدند. اين پيروزى براى مسلمانان اهميت فراوانى داشت و خط بطلانى بر افسانه شكستناپذيرى قريش كشيد.
از پيامد اسوههاى فرماندهى ٥٢ شادى دشمن ص : ٥١ هاى اين واقعه سرنوشتساز، جنگ احد بود كه يكسال بعد رخ داد و طى آن قريش با هدف انتقامجويى از مسلمانان، با نيروى سازمان يافته و مجهزى آهنگ مدينه كرد. انس بن مالك گويد: رسول خدا (ص) خوابى ديد و در توصيف آن فرمود: «ديدم گويا من قوچى را ترك خود سوار كردهام و گويا قبضه شمشيرم شكست. پس، آن را تعبير كردم كه قهرمان مشركان را خواهمكشت و امّا قبضه شمشيرم مردى از خاندان من است.» پس حمزه شهيد شد و رسول خدا (ص)، طلحه، پرچمدار سپاه شرك را به هلاكت رساند. «٣» وقتى خبر لشكركشى مشركان به پيامبر (ص) رسيد، در باره چگونگى مقابله با دشمن از ياران خود نظرخواهى كرد و اين در حالى بود كه خود آن حضرت به دليل رؤيايى كه ديده بود تمايل داشت كه جنگ در داخل شهر مدينه رخ دهد و مسلمانان از شهر خارج نشوند. نخست عبداللّهبن ابَىّ از جاى برخاست و به ايراد سخن پرداخت و با بيان ادلّهاى از پيامبر خواست تا در مدينه بماند و جنگ در كوچهها و گذرگاههاى شهر انجام گيرد.
از سوى ديگر، گروهى از سالمندان و انديشمندان چون حمزة بن عبدالمطّلب و سعد بن عباده و نعمان بن مالك و گروهى ديگر از اوس و خزرج گفتند: اى رسول خدا، ما بيم