اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
مىشكافت و بر هيچ جنگاورى نمىگذشت مگر اينكه او را مىكشت كه از آنجمله سباع بن عبدالعزى بود. «١» حمزه در اين نبرد پيش از شهادتش سى و يك تن از دشمنان را به هلاكت رساند. «٢» مردى گفت: حمزه عجب شير ژيانى است! در همين گير و دار پاى حمزه لغزيد و با پشت بر روى زمين افتاد و زره از روى شكمش كنار رفت. ناگهان وحشى حبشى (برده جبير بن مطعم) با زوبين «٣» به وى حملهور شد و دو سر نيزه را در قلب حمزه فرو برد «٤» و بدينسان پس از ابراز آن همه دليرى و رشادت در عرصه نبرد، سرانجام لحظه موعود فرا رسيد و روح بزرگ حمزه به ملكوت اعلى فراخوانده شد.
اسدالله و سالار شهيدان از شاخصترين القاب حمزه كه در طول زندگى پرجوشش خود بدان مشهور بود، لقب «اسداللَّه و اسد رسوله» (شير خدا و رسول او) است.
حمزه در احد با دو شمشير پيش روى رسولخدا (ص) مىجنگيد و مىگفت: من اسداللّه هستم. «٥» اين جمله نشانگر سلحشورىها و رشادتهاى حمزه در ميدان نبرد است.
در كتاب الدرجات الرفيعه، در باره لقب حمزه آمده است: او شير خدا و شير رسول خدا است و او به اين لقب مشهور بود. در كتاب اصابه آمده است كه رسول خدا (ص) او را به شير خدا ملقب ساخت و سالار شهيدان ناميد. مؤلف كتاب استيعاب نيز گفته است:
حمزه به شير خدا و شير رسول خدا مشهور بود. «٦» به استناد منابعى كه در دست است، اين لقب از سوى پروردگار جهان بر حمزه نهاده