اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
حمزه و جعفر پيشتر بيان شد كه در يكى از سالهاى سخت و خشكسالى، رسول خدا (ص) به عموهايش، حمزه و عباس، پيشنهاد كرد كه هر يك از آنان يكى از فرزندان ابوطالب را از وى گرفته، نزد خود نگاه دارند تا بارى از دوش ابوطالب برداشته شود. بدين ترتيب، پيامبر (ص) على (ع) را برگزيد و عباس طالب را به خانه برد و حمزه جعفر را انتخاب كرد.
آنچه مسلّم به نظر مىرسد اين است كه اين گزينشها بدون مقدمه و تصادفى نبوده است، بلكه همگونى و همسانى عميقى ميان هر يك از انتخاب كننده و انتخاب شونده وجود داشته است. على (ع) آينه تمام نماى رسول خدا (ص) بود و جعفر جلوه تابناك حمزه؛ به گونهاى كه تاريخ هميشه نام جعفر را در كنار نام حمزه به ثبت رسانده است و هر كجا امامان معصوم (ع) از دليرى و رشادت حمزه سخنى به ميان مىآوردند، از جعفر و همسانى او با حمزه ياد مىكردند.
گذشته از رابطه خويشاوندى، آنچه اين دو شهيد والامقام را به يكديگر پيوند مىداد، خصلتهاى برجسته و متعالى آن دو بزرگوار بود. جعفر در بزرگمنشى و سلحشورى و شجاعت و ستمناپذيرى و صراحت همسان حمزه به شمار مىرفت.
در شأن نزول آيه «برخى از مؤمنان مردانى هستند كه به عهد و پيمانى كه با خدا بستند وفا كردند، برخى در راه خدا شهيد شدند ...» «١» آمده كه مصداق شهيدان در اين آيه شريفه حمزه و جعفرند. «٢» همچنين در شأن نزول آيه «به جنگاوران اسلام رخصت جنگ داده شده است، زيرا بر آنان ستم شده است» «٣» نقل شده كه اين آيه در باره على (ع) و حمزه و جعفر نازل شده است. «٤»