اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
كردهاند: او در واقعه بدر حضور داشت و در اين معركه نقشى بسيار ارزنده و فراموش نشدنى ايفا كرد. «١» دلاوريهاى حمزه در بدر مشركان قريش براى اينكه روحيه مسلمانان را متزلزل كنند، زره ابوجهل را بر تن عبداللّه بن منذر كردند. على (ع) او را كشت و در حالى كه فرياد مى زد: بگير كه من از فرزندان عبدالمطّلب هستم، باز گشت. پس از او زره را بر تن ابوقيس بن فاكه كردند. حمزه به گمان اينكه ابوجهل است، به ميدان او رفت و در حالى كه مىگفت: بگير كه من فرزند عبدالمطّلب هستم، با يك ضربت او را كشت. پس از وى زره را بر تن حرملة بن عمرو پوشاندند. اين بار نيز على (ع) او را به هلاكت رساند؛ درحالى كه ابوجهل در ميان يارانش ناظر صحنه بود. آنگاه خواستند زره را به خالد بن اعلم بپوشانند، ولى او حاضر به پوشيدن آن نشد. «٢» حمزه از معدود كسانى بود كه در نبردها بر خود نشان مىنهادند. او پر شتر مرغى بر سينه خود قرار مىداد. در جنگ بدر، اميّة بن خلف از عبدالرحمن بن عوف پرسيد: اين مرد كه پر شترمرغى را بر سينه خود نشان كرده است كيست؟ عبدالرحمن گفت: او حمزة بن عبدالمطّلب است. اميّه گفت: او همان كسى است كه دمار از روزگار ما برآوَرَد! «٣» مسلمانان پس از فرود آمدن در محل بدر، در كنار چاه آن حوضى ساختند كه براى مصرف آب از آن استفاده كنند. يكى از دشمنان به نام اسود بن عبدالأسد مخزومى كه مرد تندخويى بود گفت: به خدا سوگند، از آب حوضشان خواهم نوشيد و سپس آن را ويران خواهم ساخت و يا بر سر اين كار جان خود را خواهم باخت. حمزه به سوى او حملهور شد و با ضربتى يك ساق او را از ميان دو نيم كرد. اسود به رو بر زمين افتاد، آنگاه