اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
درنقل ديگرى گفتهاند كه نه شهيد را به حضور پيامبر (ص) مىآوردند و حمزه دهمين آنان بود و آن حضرت بر همه نماز مىگزارد، سپس آن نُه شهيد را مىبردند و نُه شهيد ديگر مىآوردند و آنان را در كنار حمزه قرار مىدادند و آن حضرت بر همه نماز مىگزارد و تا هفت بار اين كار را كرد. همچنين گفتهاند كه آن حضرت نُه يا هفت يا پنج تكبير بر آنان مىفرمود. «١» واقدى گويد: وقتى مشركان از احد بازگشتند، مسلمانان به سراغ كشتگان خود رفتند، و حمزه از آنهايى بود كه پيشاپيش همه، پيكرش را به حضور پيامبر بردند. رسول خدا (ص) بر پيكر او نماز گزارد، آنگاه فرمود: ملائكه را ديدم كه بدن او را شستوشو مىدهند. «٢» خاكسپارى حمزه رسول خدا (ص) با دلى آكنده از غم فرمان خاكسپارى عموى گرامى خود و ديگر شهيدان احد را صادر كرد. جمعى از مسلمانان كشتگان خود را به سمت مدينه كوچ دادند تا در آنجا به خاك بسپارند. رسول خدا (ص) ايشان را از اين كار بازداشت و فرمود:
ايشان را همانجا كه كشته شدهاند به خاك بسپاريد. «٣» شايد اين فرمان بدان سبب بوده است كه پيامبر (ص) مىخواست همه شهداى احد در يك جا به خاك سپرده شوند تا اين محل هميشه يادآور آن روز حماسهساز و خونين باشد و زائران همواره به تربت پاك آن شهيدان به خون خفته تبرك جويند.
همانگونه كه پيامبر (ص) بر شهدا گروهى نماز خواند، همانگونه نيز فرمان داد تا آنان را در قبرهاى جمعى به خاك بسپارند و هر كه را بيشتر قرآن مىخواند مقدم بدارند.
يكى ديگر از شهداى گرانقدر احد، عبداللّه بن جحش است. او فرزند اميّه دختر عبدالمطّلب و خواهرزاده حمزه بود و مشركان بدن او را نيز مانند بدن حمزه مُثله كردند، امّا جگر او را بيرون نياوردند. رسول خدا (ص) او را با حمزه در يك قبر نهاد. «٤»