اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٤
چنين رشادتى از فرمانده خود ديدند، بىمحابا بر خصم حملهور شده، تكبيرگويان صف دشمن را شكافتند و تعداد زيادى از آنان را كشتند.
در بحبوحه جنگ يكى از فرماندهان دشمن از حملات برقآساى زيد بن حارثه وحشت زده شد. در كمينگاهى به انتظار نشست و ناگهان نيزه اى كارى بر زيد فرود آورد.
فرمانده رشيد اسلام از شدّت ضربه بر زمين افتاد و سرانجام، پس از رشادتها و شهامتهاى بسيار به شهادت رسيد.
هنگامىكه مسلمانان در جنگ موته درگير شدند، پيامبر (ص) بالاى منبر بود كه ميدان نبرد در نظرش مجسّم گشت. حضرت در حالى كه به سمت ميدان جنگ مىنگريست، فرمود:
هم اكنون پرچم را زيد بن حارثه به دست گرفت، شيطان زندگى دنيا را در نظرش دوست داشتنى و مرگ را زشت جلوه داد و دنيا را براى او آراست، امّا زيد گفت: اكنون وقتى است كه بايد ايمان در دلهاى مؤمنان استوار گردد، تو دنيا را در نظر من دوستداشتنى جلوه مىدهى؟! آنگاه پيش تاخت تا شهيد شد.
سپس پيامبر (ص) بر زيد بن حارثه درود فرستاد و به مسلمانان فرمود:
براى برادرتان طلب آمرزش كنيد، به راستى او در حالى كه در راه خدا جهاد مىكرد، وارد بهشت شد. «١» مقام زيد در بهشت پيامبر (ص) فرمود: در خواب ديدم كه جعفر بن ابىطالب به صورت فرشتهاى در بهشت پرواز مىكند و از نوك شهپرهايش خون مىچكد و زيد بن حارثه را در درجه پايينترى ديدم، با خود گفتم گمان نمىكردم زيد مقامش كمتر از جعفر باشد! جبرئيل آمد و گفت: زيد كمتر از جعفر نيست، ليكن جعفر را به خاطر خويشاوندى با تو فضيلت و برترى بخشيديم. «٢»