اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٣
زيد از مرگ نجات پيدا كرد و پس از بهبودى به خدمت رسول خدا (ص) رسيد و حضرت را از ماجرا آگاه كرد. پيامبر اكرم (ص) او را فرمانده سريّهاى قرار داد و در ماه مبارك رمضان سال ششم هجرى به سوى آن طايفه اعزام كرد و دستور داد كه شبها راه بروند و روزها پنهان شوند و استراحت كنند.
بنى فزاره از تصميم مسلمانان خبردار شده، سخت ترسيدند. از اين رو، روزها ديدهبانى را بر كوه مشرف بر راهى كه احتمال داشت مسلمانان از آن راه بيايند، گماشتند. ديدهبان پساز اينكه مسير يك روز راه را ديدهبانى و بررسى مىكرد، مىگفت: به كار خود سرگرم باشيد! امروز خبرى نيست، تا شب چه شود.
به مسافت يك روز مانده به بنى بدر، راهنماى مسلمانان كه از همان طايفه بود به اشتباه راه ديگرى درپيش گرفت و چون شب فرا رسيد، متوجّه اشتباه خود شدند و همان شب راه را يافته، سپيده دم كنار بنى بدر رسيدند و آنان را محاصره كردند. زيد بن حارثه گفت: وقتى من تكبير گفتم، شما هم تكبير بگوييد و به دشمن حمله ببريد، امّا پراكنده نشويد و فراريان را هم تعقيب نكنيد. زيد تكبير گفت و يارانش هم تكبيرگويان بر آنان حمله كرده، پيروز شدند.
زيد پس از بازگشت، يك راست به خانه پيامبر (ص) آمد و در زد. پيامبر اكرم (ص) مشغول استراحت بود، امّا به استقبال زيد آمد و او را در آغوش گرفت و بر پيشانى او بوسه زد و از مأموريتش پرسيد. زيد نيز خبر پيروزى را به آگاهى حضرت رساند. «١» دومين فرمانده در نبرد موته پس از صفآرايى مسلمانان و روميان در مقابل يكديگر نبرد سنگينى آغاز شد. در حالى كه فرماندهان سپاه اسلام پياده مىجنگيدند، نخست جعفر بن ابى طالب پرچم فرماندهى را به دست گرفت و با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد. سپس زيد بن حارثه، قدم به ميدان نبرد گذاشت و فرماندهى لشكريان را به عهده گرفت و خشمگين در پيشاپيش سپاه توحيد بر صف نيزهداران دشمن يورش آورد. رزمندگان سپاه اسلام كه