اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢
آنكه فرماندهى را به او مىسپرد. «١» وى فرماندهى نُه سريه را برعهده داشت كه آخرين و بزرگترين آنها نبرد موته بود كه درهمين نبرد نيز به شهادت رسيد. «٢» در قدرت فرماندهى او همين بس كه پيامبر اكرم (ص) پس از شهادت زيد در اين باره فرمود:
به خدا سوگند، زيد شايسته فرماندهى و از محبوبترين مردم نزد من بود. «٣» اكنون سه مورد از نُه سريّه ياد شده را يادآور مىشويم:
سريّه قَرَده نخستين سريهاى كه زيد در آن به فرماندهى منصوب شد، سريه قرده است. رسول خدا (ص) او را براى جلوگيرى از كاروان قريش فرستاد. صفوان بن اميّه و چندتن از سران قريش همراه اين كاروان بودند و كالاى مهمّى همراه داشتند. راهنماى آنان فرات بن حيّان عجلى بود كه كاروان را از راه عراق و ناحيه ذات عِرْق به سوى شام مىبرد. زيد با صد نفر سوار تا قَرَده كه در سرزمين نجد واقع است، پيش تاخت و بر كاروان دستيافت. مردان كاروان گريختند و فرات بن حيّان اسير شد. كالاهاى كاروانيان نيز غنيمت گرفته شد. رسول خدا خمس غنيمت را كه بيست هزار درهم بود برداشت و باقيمانده را بين مردان سريه تقسيم كرد. «٤» سريّه وادى القرى زيدبن حارثه با سرمايه اصحاب پيامبر (ص) براى تجارت آهنگ شام كرد. او دو قطعه پوست بز را دباغى كرد و زر و سيم خود را در آنها نهاد و با گروهى از مردم به راه افتاد.
چون به نزديكى وادى القرى رسيد، دسته اى از بنى بدر كه از قبيله فزاره بودند راه را بر آنان بستند و به كاروان زيد حمله كرده، او و همراهانش را چنان به سختى زدند كه پنداشتند آنان را كشتهاند، سپس اموال كاروان را به غارت بردند.