اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
مباركش اشك به محاسن شريفش جارى مى شد، مىفرمود: بار خدايا، جعفر براى رسيدن به بهترين ثوابها پيشگام شد، تو نيز جانشين او براى فرزندانش باش به بهترين وجهى كه جانشين يكى از بندگانت براى فرزندان او مىشوى. سپس فرمود: اسماء، آيا به تو مژدهاى بدهم؟ مادرم گفت: بفرماييد يا رسول اللَّه. حضرت فرمود: خداوند به جعفر دو بال داد كه با آنها در بهشت پرواز مىكند. سپس پيامبر (ص) ما را به خانه برد و سه روز نزد او بوديم. «١» شعر شهادت حسان بن ثابت، شاعر مخصوص پيامبر، در شهادت جعفر اشعارى سروده است كه ترجمه آن چنين است:
در يثرب در شبى سخت و دشوار، اندوه بسيار به من روى آورد كه خواب را- هنگامى كه همه خواب بودند- از من ربود. ياد دوست، اشك چشمم را جارى ساخت. آرى تذّكر، سبب گريه است. روزى كه اين سه تن، فرماندهى مسلمانان رابه عهده گرفتند، شخصيتى بزرگ از خاندان بنى هاشم آنان را به سوى شهادت رهبرى مىكرد. او مرد دليرى بود كه هرگز زير بار ظلم نمىرفت، چهرهاى نورانى و سيمايى درخشان داشت و به همه نيكىها آراسته بود. او آنقدر در راه خدا جنگيد تا كشته شد و پيكر پاكش در ميدان جنگ و در ميان نيزهها و شمشيرهاى شكسته آرميد. او در راه خدا به شهادت رسيد، پاداش او فردوس برين و باغهاى سرسبز و خرّم بهشتى است. جعفر بن ابىطالب در وفادارى و تدبير و پختگى شبيه پيامبر بود. اگر جعفر در راه اسلام شهيد شد، شگفتآور نيست، زيرا همواره از بنى هاشم مردانى بودهاند كه تكيهگاه اسلام و مايه فخر و عزّت مسلمانان بودهاند. «٢» يكى ديگر از شاعران، به نام كعب بن مالك در باره او اشعارى سروده كه ترجمه قسمتى از آن چنين است: