اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
شيفته اسلام و پيامبر عظيمالشّان گردانيد. آنچه از رفتار و سخن جعفر در هجرت مىآموزيم، ثبات در عقيده همراه با دورنگرى، صداقت در رفتار و گفتار، مشورت با ياران و اعتماد كامل به سخنان رهبر يعنى حضرت محمد بن عبداللّه است. در پرتو همين خصلتهاى نيكو بود كه او با تأييدات الهى توانست پكپارچگى مهاجرين را حفظ كند و آنان را از شرّ ستمكاران مصمون بدارد.
فرمانده نبرد مُوته با گسترش اسلام و برقرارى امنيت نسبى در حجاز، در سال هشتم هجرى، پيامبر (ص) حارث بن عُمَير ازدى را با نامهاى بهمنظور دعوت پادشاه بُصرى به اسلام، روانه ساخت.
فرماندار نواحى مرزى شام به نام شُرَحبيل سفير پيامبر را در نواحى موته گرفته، به وضع فجيعى به شهادت رساند. چون خبر به گوش رسول خدا رسيد، فرمان آمادهباش داد و در لشكرگاه مدينه، نيروى سه هزار نفرى مسلّح مسلمانان را به جهاد با دشمنان اسلام و دعوت آنان به دين خدا فرا خواند. «١» پيامبر (ص) جعفر را به خاطر شايستگى و شجاعت و ايثارگرىاش به عنوان فرمانده اوّل معرفى نمود. «٢» پيامبر به همراه گروهى از مسلمانان سپاه را تا ثنيّة الوداع مشايعت كردند.
در آنجا همچنان كه اصحاب سريّه پيرامون وى ايستاده بودند، خطبه خواند و آنان را به رعايت تقوى و نيكى در باره مسلمانان سفارش فرمود و از غدر، كشتن كودكان، ديرنشينان، زنان، پيران فرتوت و از بين بردن و كندن درختان و ويران ساختن خانهها برحذر داشت. «٣» آنگاه مردم با فرماندهان و سپاهيان خداحافظى و دعا كردند كه با سلامت و عافيت از اين سفر باز آيند. «٤»