اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
قرار داد و به آنان فرمود: فرمانرواى حبشه مردى دادگر است و به هيچكس ستمى روا نمىدارد، به آنجا برويد تا خداوند در كار مسلمانان گشايشى ايجاد كند. «١» در رجب سال پنجم بعثت يازده مرد و چهار زن مسلمان به سرپرستى عثمان بن مظعون پنهانى از مكّه خارج شده، سواره يا پياده خود را به بندر شُعَيْبه رساندند و از آن جا با دو كشتى بازرگانى رهسپار كشور مسيحى مذهب حبشه شدند. قريش تا كنار دريا آنان را تعقيب كردند، اما موقعى به ساحل دريا رسيدند كه مسلمانان رفته بودند. «٢» به فاصله چندى، گروه ديگرى (هشتاد و سه مرد و هيجده زن) عازم حبشه شدند. «٣» پيامبر جعفربن ابىطالب را به سرپرستى آنان برگزيد. مهاجران با استقبال نجاشى روبهرو شدند. ام سلَمه كه يكى از زنان مهاجر بود از هجرت چنين ياد مىكند: چون به سرزمين حبشه هجرت كرديم، در حمايت بهترين حامى، نجاشى، قرار گرفتيم. او امنيت دينى ما را تامين كرد، خداى متعال را مىپرستيديم، آزارى از كسى نمىديديم و سخن ناروا نمىشنيديم. «٤» تعقيب مه اسوههاى فرماندهى ٨٥ داستان بردگى زيد ص : ٨٥ اجران سران مكّه از آزادى و راحتى مهاجران خبر يافتند و نتوانستند وضع جديد را تحمّل كنند، زيرا بيم داشتند كه مهاجران با نفوذ در دربار نجاشى تمايل قلبى آنان را به سوى اسلام جلب كرده، در آينده با لشكرى آراسته به مكّه هجوم آورند و نظام جاهلى را نابود سازند. از اين رو، تصميم گرفتند نمايندگانى را روانه دربار نجاشى سازند و براى جلب نظر شاه و درباريان هداياى گران قيمتى نيز تدارك ديدند. آنها دو تن از زرنگترين افراد خود به نام عمرو بن عاص و عبداللّه بن ابىربيعه را برگزيدند و همراه هدايا با شتاب به