اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١
گروهى از ابن عباس روايت كردهاند كه آيه شريفه امْ حَسِبَ الَّذينَ اجْتَرَحُواْ السَّيِئاتِ انْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اْلصالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ «١» در باره على، حمزه و عبيده از يك سو و عتبه، شيبه و وليد از سوى ديگر نازل شده است.
از امام باقر (ع) روايت شده است كه آيه وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اْلصالِحاتِ انَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوْا مِنْها مِنْ ثَمَرةٍ رِزْقاً قالُوْا هذَا الَّذِى رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَاتُوْا بِهِ مُتَشابِهاً «٢» ، در شأن حمزه و على (ع) و عبيده نازل شد. «٣» در غزوه بنى قينقاع غزوه بنىقينقاع پس از جنگ بدر رخ داد. رسولخدا (ص) در اين واقعه براى اولين بار با بخشى از جامعه يهوديان مدينه درگير شد. تاريخ نويسان در باره علت اين درگيرى نوشتهاند كه پيروزى مسلمانان در جنگ بدر، حسادت يهوديان مدينه را برانگيخت و به پيمانشكنى و اقدامات تحريكآميز عليه مسلمانان واداشت. پيامبر (ص) همه آنها را فراخواند و آنان را از كارشكنى و كارهاى ناروا بر حذر داشت و از اينكه مانند قريش طعمه آتش قهر خداوند شوند، بيم داد، ولى نتيجهاى نداشت.
در اين ميان يهوديان بنى قينقاع كه كار اصلى آنها زرگرى بود، در بازار خود به يك بانوى مسلمان اهانت كردند كه به دنبال آن، مسلمانى عامل اين اهانت را كشت. يهوديان بنى قينقاع اجتماع كردند و مرد مسلمان را از پاى درآوردند و با اين عمل پيمان خود با رسول خدا (ص) را شكستند و در دژ خود موضع گرفتند. پيامبر آنان را در قلعه خودشان محاصره كرد، سپس آنان را از مدينه تبعيد نمود و اموالشان را مصادره كرد. آنها نخستين