اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠١
و جمعى از مسلمانان مجروح شدند. رسول خدا (ص) حباب را طلبيد و از او خواست كه مكانى مرتفع و دور از دشمن در نظر بگيرد تا نيروها به آنجا منتقل شوند. حباب رفت تا به محل مسجد طائف رسيد و آنجا را براى استقرار نيروهاى اسلام مناسب يافت. سپس به حضور پيامبر (ص) بازگشت و گزارش داد. رسول خدا (ص) به سپاه خود فرمان داد كه رهسپار محل جديد شوند. «١» حباب همچنين يكى از همرزمان امير مؤمنان على (ع) در سريّه فُلس «٢» است. رسول خدا (ص) اين سريّه را كه متشكل از يكصد و پنجاه انصارى بود، در ربيعالثانى سال نهم هجرى تجهيز نمود و على (ع) را به فرماندهى آن انتخاب فرمود. در آغاز اين عمليات حباب به همراه دو تن ديگر از ياران خود در سمت مامور اطلاعاتى وارد عمل شدند. آنها در ضمن انجام عمليات گشتى، به يك غلام سياه برخورد كرده، از او پرسيدند: كه هستى؟
گفت: پى كار خود هستم. او را با خود به نزد على (ع) آوردند. آن حضرت از او بازجويى كرد و او اعتراف نمود كه از طرف دشمن مأمور كسب اطلاعات از وضعيت نيروهاى اسلام بوده است. على (ع) همچنين از كمّ و كيف نيروهاى دشمن از وى سؤالاتى كرد و از او خواست كه آنان را به قبيله طىّ راهنمايى كند. او نيز پذيرفت، ولى در عمل نيروهاى اسلام را به بيراهه برد و پس از اينكه على (ع) او را به مرگ تهديد نمود، سپاه اسلام را به سوى قبيله راهنمايى كرد. جنگ ميان نيروهاى اسلام و مشركان درگرفت و به پيروزى سپاه اسلام انجاميد. على (ع) اسيران و غنايم جنگى را با خود به مدينه آورد و تقديم پيامبر (ص) نمود. «٣» همچنين رسول خدا (ص) در سال نهم هجرى در رأس سپاه اسلام به سمت تبوك «٤» عزيمت نمود. حباب در اين واقعه نيز همراه رسول خدا (ص) بود و بنا بر قولى آن حضرت پرچم خزرجيان را به وى واگذار نمود. «٥»