اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٠
جنگ حنين در جنگ حنين، مردى از هوازن بر شتر سرخى سوار بود و پرچم سياهى را كه بر سر نيزه بلندى بسته بود، در دست داشت و پيشاپيش نيروهاى كفر حركت مىكرد و به هر كس مىرسيد، با نيزهاش ضربت مىزد و بدين وسيله تعداد زيادى از مسلمانان را كشت. ابودجانه به او يورش برد و با هجومى برقآسا، شتر آن مشرك را پى كرد. على (ع) و ابودجانه بر آن كافر حمله كردند؛ على (ع) با يك ضربت، دست راست دشمن را قطع كرد و ابودجانه از فرصت استفاده نموده، دست چپ او را جدا ساخت. پس يكى از آندو كنار رفت و ديگرى او را به دوزخ روانه ساخت. حضرت على (ع) و ابودجانه همچنان پيشاپيش پيامبر (ص) مىجنگيدند. در همين حال، سوار كار ديگرى از دشمن- كه پرچم سرخى در دست داشت- راه بر آنان گرفت و هجوم آورد. ابودجانه و على (ع) او را نيز به قتل رساندند. «١» غزوه تبوك گروهى از انباط «٢» در دوره جاهلى و بعد از اسلام، به مدينه آرد سپيد و روغن مىآوردند و چون فراوان به مدينه مىآمدند، مسلمانان تقريباً همه روزه از اخبار شام اطلاع داشتند.
گروهى از ايشان خبر آوردند كه هِرْقَلْ خواربار يك سال ياران خود را پرداخت كرده و سپاهيان فراوانى در شام گرد آورده است و قبايل لَخم، جُذام، غَسّان و عامِله را هم با خود همراه ساخته است. روميان آماده شدهاند و پيشاهنگان خود را به بَلْقا «٣» گسيل داشته و آنجا اردو زدهاند. هرقل هم در حِمص باقى مانده است.
در نظر مسلمانان هيچ دشمنى به اهميت روميان نبود، زيرا در سفرهاى بازرگانى ساز