اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٨
كه گرد پيرى بر چهرهاش نشسته بود، در اين جنگ شركت داشت. هنگامى كه مسلمانان به قسطنطنيه نزديك شدند، ابوايّوب از دنيا رفت. «١» وصيّت ابوايّوب ابوايّوب كه عمرى در راه حق شمشير زده بود، اكنون در بستر بيمارى احساس مىكند كه ديگر وقت انتظار به سر آمده و هنگام ملاقات با پروردگارش فرا رسيده است. از اين رو، به اطرافيان خود نگاه كرده، به آنان مىگويد:
پس از مرگ، بدنم را برداشته، بر اسبها سوار شويد و تا مىتوانيد در خاك دشمن پيش رويد و آنگاه كه ديگر نتوانستيد جلوتر برويد همانجا بدن مرا به خاك سپاريد. «٢» مسلمانان بنا به وصيّت ابوايّوب او را تا كنار ديوار و دژ قسطنطنيه پيش بردند و در همان جا به خاك سپردند. «٣» نكتهاى كه در وصيت ابوايّوب به نظر مىرسد اين است: ابوايّوب كه از پيشگامان و پيشتازان در اسلام و بيشتر عمر خود را در جبهههاى جنگ سپرى كرده بود، به هنگام مرگ وصيت مىكند كه او را در خط مقدم جبهه دفن كنند تا مزارش نيز بر سر مرزهاى نبرد باشد.
وى اينگونه بر خاك جبهه ارزش مىنهد و از باب اينكه شَرَفُ المَكان بالمَكين «٤» مزار او بعدها مكان مقدسى مىشود كه از آن خير و بركت و نزول باران طلب مىكنند «٥» و به قبر او متوسل شده، شفا مىخواهند و حتى مزار مقدس او محل شمشيربندى پادشاهان عثمانى مىشود كه به منزله تاجگذارى آنان بوده است. «٦»