اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
بدين سان ابوايّوب توانست با روشن ساختن ماهيت واقعى ماجراى كشته شدن عثمان، توطئه معاويه را كه مىخواست با فريب اذهان عمومى، نقش خود را در قتل عثمان پنهان كند، به خود او باز گرداند و تبليغات او را براى بد نام ساختن ياران امام خنثى كند.
سرانجام جنگ صفين با توطئه دشمن به آتش بس كشيده شد و از دامن آن، خوارج منافق بيرون آمدند و جنگ ديگرى به نام نهروان بر امام تحميل شد.
تشويق و تهييج نيروها يادآورى گذشته و رويدادهايش روشنگر و بيدار كننده است، بهويژه براى مردمى كه مىپندارند با وجود خطر دشمن، همچنان مىتوانند در امنيت و عدالت زندگى كنند و با شركت نكردن در جنگ بر ضد دشمنانشان و گوش ندادن به فرمان رهبرى خواهند توانست در عزّت و شرف باقى بمانند. در اين مواقع بر سران بيداردل جامعه است كه با سخنان خود مردم را براى نبرد با دشمن تشويق و آماده كنند. از اين رو است كه مىبينيم ابوايّوب انصارى به هنگام سستى افراد براى رفتن به جنگ، اين سخنان آتشين را براى آنان ايراد مىكند:
همانا امير المؤمنين- كه خداى بزرگش دارد- مطلب را به آن كه گوش شنوا و قلب امين دارد، رسانيد. حقيقتاً خداوند شما را به وسيله امير المؤمنين (ع) كرامتى بخشيد كه شما آنچنان كه سزاوار است آن را نپذيرفتند؛ هنگامى كه پسر عم پيامبر و بهترين مسلمانها و سرور ايشان بعد از رسول خدا در ميان شما فرود آمد، او كه دين را به شما آموزش مىدهد و شما را به جهاد با دشمنان فرا مىخواند. سوگند به خدا، گويا شنوايى نداريد و بر دلهايتان مهر زده شده كه جواب نمىدهيد.! بندگان خدا آيا ستم و دشمنى ديروز بر شما نگذشت كه همه اسلام و شما را فرا گرفته بود؟
پس چه بسا صاحب حقّى كه محروم بود و آبرويش بر باد رفته و بر گردهاش شلاق و بر صورتش سيلى نواخته مىشد. چون امام آمد حق را آشكار نمود، عدل را گسترانيد و به كتاب خدا عمل كرد، پس اين نعمت خدا را شكرگزار باشيد و خطاكارانه پشت نكنيد. «و مانند كسانى مباشيد كه گفتند شنيديم در حالى كه نمىشنيدند.» «١» شمشيرها را تيز كنيد، وسائل