اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
به فاصله كمى، محافظان از خواب بيدار شدند و چون جسد را نديدند، قريش را خبر كردند و با هفتاد تن سواره به تعقيب آنان پرداختند تا آنكه به آن دو رسيدند. مقداد و همراهش جسد را از روى اسب به زمين گذاشتند و آماده نبرد شدند كه ناگهان زمين باز شد و پيكر شهيد را در آغوش خود پنهان نمود. «١» همراه مقداد رو به قريش كرد و گفت:
چه چيز شما را بر ما جرأت داده است اى گروه قريش؟ من و همراهم، مقداد بن اسود، دو شير بيشهايم و آماده دفاع هستيم! پس كفار صلاح خويش را در ترك منازعه ديدند و بازگشتند. مقداد و همراهش نيز به مدينه رفتند. «٢» مقداد در جنگ ذى قَرَد غزوه ذى قرد در جمادى الاولى سال ششم هجرى رخ داد. علت وقوع اين غزوه حمله عُيَيْنَة بن حِصن فَزارى به شتران شيرده رسول خدا (ص) و كشتن پسر ابوذر بود.
نخستين صحابىاى كه خبر يافت، سلمة بن عمروبن اكوع اسلمى بود كه با تير و كمان خويش رهسپار غابه شد و چون برخى سواران دشمن را ديد، فرياد زد و آنها را تعقيب كرد.
رسول خدا (ص) فرياد سلمه را شنيد و براى اولين بار در مدينه نداى يا خيل اللَّه اركبى در داد و پيش از همه به تعقيب دشمن بيرون شد. سواران اصحاب هم از پى وى شتافتند و پيش از همه سواران، مقداد به رسول خدا (ص) ملحق شد. چون اصحاب نزد رسول خدا گرد آمدند، به قولى مقداد را امارت سريّه داد و فرمود: در تعقيب دشمن رهسپار شو تا من هم همراه اصحاب برسيم. «٣» از همراهان پيامبر (ص)
چون جعفر بن ابى طالب از حبشه وارد مدينه شد، ظرفى پر از غاليه (عطرى مخصوص) و قطيفهاى «٤» براى پيامبر ارمغان آورد. حضرت قطيفه را به على (ع) هديه كرد. على (ع) آن