اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
بود، نه پر مو و نه كم مو، و چشمانى فراخ و ابروهايى پيوسته داشت. «١» نقش مقداد در جنگ بدر عبداللّه بن مسعود، صحابى بزرگ پيامبر، در باره نقش مقداد در جنگ بدر مىگويد:
شاهد مقام و موقعيتى از مقداد بودم كه اگر آن موقعيت را من داشتم، نزد من محبوبتر بود از آنكه تمام دنيا مال من باشد! «٢» پيش از بروز جنگ بدر، پيامبر (ص) و يارانش براى مقابله با كاروان تجارى قريش كه از شام به مكه رهسپار بود، به دشت بدر رسيدند، ولى خبر رسيد كه كاروان از بىراهه به سوى مكه شتافته است. همچنين مسلمانان آگاه شدند كه سپاهى بزرگ و مجهز، از مكه براى نجات كاروان به راه افتاده و نزديك است به دشت بدر برسد. تعداد سپاه اسلام ٣١٣ نفر بود كه آن هم براى مقابله با يك كاروان و تعدادى محافظ خود را آماده كرده بودند نه براى پيكار با صدها جنگجوى سواره كه با كينهورزى و غرور و تكبر به جنگ مسلمانان آمده بودند.
آرى، آن روز تعداد مسلمانان كم بود و پيش از آن نيز در هيچ جنگى شركت نكرده بودند.
در اين بحران پيش آمده، پيامبر اكرم (ص) براى آنكه ايمان كسانى را كه با او بودند آزمايش كند و از استعداد و توان رزمىشان آگاهى يابد، شوراى نظامى تشكيل داد و از ياران خود نظرخواهى كرد. عمر چنين گفت: اى رسول خدا، به خدا قسم، اين قريش است و از آنگاه كه عزيز شده هيچگاه خوار نشده است و به خدا، از وقتى كه كافر شده ايمان نياورده است و به خدا، هرگز عزتش را از دست نمىدهد و با شدّت خواهد جنگيد! تو هم بايد در خور آن و با كمال ساز و برگ جنگ نمايى. «٣» در اين هنگام مقداد برخاست و در سخنانى حماسى، گفت:
اى رسول خدا، هر آنچه خدا امر كرده اجرا كن كه ما همراه توييم. به خدا سوگند، ما هرگز سخنى را كه بنى اسراييل به موسى گفتند به شما نمىگوييم كه «تو و خدايت برويد جنگ كنيد و ما اينجا نشستهايم» بلكه مىگوييم به كمك پروردگارت جنگ كن، ما نيز به همراه شما خواهم جنگيد.
پيامبر اكرم (ص) براى مقداد آرزوى خير و دعا كرد. «٤»