لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥٣ - متن لوح شرِیف فاطمه زهراء علِیها السلام
...................................................
→ بودند که با حضرت عهد بستند تا پاِی مرگ در رکابش باشند). علماِی فرِیقِین، جابر را در شمار آن گروه از صحابه مِیدانند که از ِیک سو مواضع خاصِی نسبت به اهل بِیت علِیهم السلام داشت و از سوِی دِیگر، نه تنها نسبت به خلفاِی اموِی، بلکه درباره خلفاِی نخستِین بعد از رسول خدا نِیز موضع انتقادِی و توبِیخِی داشتند. اِین سبب شد تا شِیعِیان او را از پِیشِینِیان ممتاز مذهب خود به شمار آورند.
در رواِیتِی به نقل از ابراهِیم ثقفِی از جابر چنِین آمده بود که عمَر به هنگام وفات، از سه چِیز توبه کرد که سومِی آنها سلبِ حقّ امامت از اهل بِیت علِیهم السلام بود، (الخصال، ج١، ص١٧١: «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: شَهِدْتُ عُمَرَ عِنْدَ مَوْتِهِ ِیقُولُ أَتُوبُ إِلَِی اللَّهِ مِنْ ثَلَاثٍ مِنْ رَدِِّی رَقِِیقَ الِْیمَنِ وَ مِنْ رُجُوعِِی عَنْ جَِیْشِ أُسَامَةَ بَعْدَ أَنْ أَمَّرَهُ رَسُولُ الله صلِّی الله علِیه و آله عَلَِیْنَا وَ مِنْ تَعَاقُدِنَا عَلَِی أَهْلِ هَذَا الْبَِیْتِ إِنْ قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ لَا نُوَلِِّی مِنْهُمْ أَحَداً»).
بر اساس رواِیتِی، امام صادق علِیه السلام جابر را از «منقطعان» به اهل بِیت علِیهم السلام شمرده است، (الکافِی، ط - الإسلامِیة، ج١، ص٤٦٩: «عَنْ أَبِِی عَبْدِ اللَّهِ علِیه السلام قَالَ: إِنَّ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِِیَّ كَانَ آخِرَ مَنْ بَقِيَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَانَ رَجُلاً مُنْقَطِعاً إِلَِیْنَا أَهْلَ الْبَِیْت ...»). از وِیژگِیهاِی استثناِیِی جابر در فرهنگ امامِیه، آن است که حضور امام محمد باقر علِیه السلام در محافل درس او و رواِیت آن حضرت از وِی، به دِیده پذِیرش نگرِیسته شده است. در منابع کهن شِیعه، ضمن تأِیِید رواِیت آن حضرت از جابر، به عنوان ِیکِی از توجِیهات اشاره شده است که واسطه ساختن جابر در رواِیت از پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، تنها محملِی ظاهرِی بوده است، تا رواِیات آن حضرت از رسول اکرم صلِّی الله علِیه و آله را نزد عامه قابل قبول سازد، (الإختصاص، ص٦٢).
جاِیگاه جابر در فقه و احکام اسلامِی
در خصوص جاِیگاه جابر در فقه مکتب اهل بِیت علِیهم السلام باِید گفت که در زمان خود به عنوان مرجع افتاء در مدِینه شناخته مِیشد. خصوصاً پس از مرگ عبدالله بن عمر (سال ٧٣ق) مرجعِی بِیرقِیب در فقه مدِینة الرسول بود. باِید توجه داشت که نه تنها بخشِی از احادِیث منقول از جابر در متون حدِیثِی اهل سنت نِیز داراِی ارزش و اعتبار فقهِی است، بلکه فتاواِی جابر به عنوان فقِیه و مفتِی مدِینه نِیز مورد توجه پسِینِیان قرار داشت، (دانشنامه بزرگ اسلامِی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامِی، ج١٧، ص٦٣٣٢).
فارغ از احادِیث منقول از جابر در منابع امامِیه، در آثار فقهِی و حدِیثِی امامِیه نِیز گاه به برخِی←