بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی - جمعی از شاگردان استاد اشرفی شاهرودی - الصفحة ٩٤ - جهت دوّم برّرسی حکم شرط زیادی در قرض طبق مبانی مختلف
سوال اِین است که قرض از بانک دولتِی طبق مبناِی کسانِی که بانک را مالک مِیدانند با توجه به اِین که بناء بانکها بر اخذ سود و جرِیمه تأخِیر است و اِین امر را هم در قراردادها لحاظ مِیکنند و بعد از امضاء اِین اوراق به اشخاص وام مِیدهد آِیا براِی فرار از ربا؛ راه حل شرعِی وجود دارد ِیاخِیر؟ براِی حل اِین مسأله چه باِید کرد؟
ب: بررسِی حکم استقراض از بانکهاِی دولتِی طبق مبناِی مالکِیّت بانکها
پولهاِیِی که بانک دولتِی به عنوان قرض به مردم مِیپردازد و شرط درِیافت زِیادِی مِیکند طبق اِین مبنِی مشروعِیّت چنِین قرضِی را مِیتوان به اِین طرِیق تصحِیح نمود که ابتدا فرد از بانک وامِی را بگِیرد و حتِی اوراقِی را هم که در آن شرط زِیادِی شده، امضاء کند ولِی نسبت به پرداخت زِیادِی، قصد جدِی نکند و براِی اِین که مبتلِی به دادگاه و مطالبه از طرِیق قانون نشود زِیادِی را بپردازد نه به قصد عمل به آن شرط.
بنابراِین در هنگام گرفتن قرض اگر گِیرنده تسهِیلات بانکِی قصد پرداخت زِیادِی را نکند و در هنگام پرداخت هم زِیادِی را به عنوان شرط الزام؛ پرداخت نکند اصل قرضکردن و پرداخت زِیادِی مانعِی ندارد زِیرا قصد پرداخت سود را به بانک نکرده و به خاطر الزامِ قانون؛ زِیادِی را پرداخت کرده است تا رها شود. اِین راهکار مثل راهکارِی است که آِیة الله سِیستانِی در بانک دولتِی و نِیمه دولتِی در فرض عدم مالکِیت بانک تجوِیز نمودهاند.
ج: بررسِی حکم استقراض از بانکهاِی خصوصِی طبق مبناِی مالکِیّت بانکها
اگر بانک خصوصِی باشد، اصل درِیافت مال از بانک «با قطع نظر از شرط زِیادِی» مانعِی ندارد و نِیازِی به اجازه حاکم شرع هم نِیست زِیرا بانک به عنوان شخصِیت حقوقِی مثل شخصِیت حقِیقِی مالک مِیشود ولِی در فرض شرط زِیادِی به هِیچ عنوان قرض گرفتن جائز نِیست و جزء بِیتالمال و مجهولالمالک هم نِیست تا حاکم شرع بتواند اجازه تصرّف در آن را بدهد و با شرط زِیادِی داخل در رباِی حرام خواهد بود.