بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی - جمعی از شاگردان استاد اشرفی شاهرودی - الصفحة ٧٠ - ج اعتبار مالکیّت حکومتها در نظر عرف
مثل کشورهاِی آفرِیقاِیِی اعتبار کمترِی در تعاملات جهانِی دارند.
سوال دوّم: سؤال اِین است که آِیا معاملاتِی که بِین حکومتها برقرار مِیشود اعتبار دارد و عقلاِی عالم بر آن حساب باز مِیکنند و به مفاد آن متعهّدند و بدان ترتِیب اثر مِیدهند ِیا خِیر؟ مثلاً اگر دولت اِیران روزانه صدها هزار بشکه نفت به دولت چِین ِیا دولتهاِی دِیگر کمونِیستِی بفروشد ِیا چندِین مِیلِیون فوت گاز به هندوستان بفروشد آِیا چنِین معاملاتِی اعتبار دارد ِیا خِیر؟
جواب: بالا رفتن قِیمت نفت موجب خشنودِی مردم کشورهاِی نفتخِیز مِیشود زِیرا نفت ثروت ملِی است اگر چه اِین ثروت مستقِیماً به دست مردم نمِیرسد اما غِیر مستقِیم در اقتصاد مردم، موثر بوده و مردم از بالا رفتن قِیمت اِین ثروت ملِی شادمان مِیشوند. پس اِین قراردادها اعتبار داشته و در معاملات بِین دولتها اهمِیت و ارزش قائل هستِیم.
حکومت ممکن است گاه به دست افراد لاِیق بِیفتد و گاه عدهاِی ظالم حکومت را به دست بگِیرند. اگر حکومتِی بر سره کار بِیاِید ولو اِینکه کودتاِیِی باشد اگر به رسمِیت شناخته شود بدِین معنا که از نظر عقلاِی جهان آن حکومت معتبر باشد مِیتوان با او قرارداد بست و با او معاملات بزرگِی را انجام داد. اگر چه حکومت غصبِی باشد بعد از اِینکه از نظر دنِیا رسمِیت ِیافته و بدان حکومت اعتبار بخشِیده باشند.
نقش حکوت در ِیک کشور، اِیجاد نظم و جلوگِیرِی از فساد مالِی و جانِی شهروندان است بدِین معنا که جامعه را از هرج و مرج نجات مِیدهد. اگر جامعهاِی رها شود؛ وضع مردم در مخاطره قرار مِیگِیرد. آِیا ِیک فرد به تنهاِیِی مِیتواند اِین نظم را در جهان برقرار کند؟ خِیر مسلّماً حکومت است که متصدِی اِیجاد نظم در کشور است و مردم در لواِی امنِیت و نظم مِیتوانند زندگِی عادِی خود را در آرامش و امنِیّت سپرِی کنند.
لذا امِیرمومنان علِی علِیهالسلام مِیفرماِیند: «إِنَّهُ لاَ بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ اَلْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا اَلْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اَللَّهُ فِيهَا اَلْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ اَلْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ اَلْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ اَلسُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ اَلْقَوِيِّ حَتَِّی يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ» [١] مردم به حاکم نيك يا بد،
٩٩. [١] الكافي (ط - الإسلامية) ج٤، ص: ٦٨١.نهج البلاغه خطبه٤٠.