جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٩٠ - راههاى اعتراف گرفتن از مجيب (مدافع و محافظ عقيده و انديشه)
پس اگر براى موضوع اعم اعتراف گرفت قهراً او را ملزم به پذيرش اخص مىنمايد از راه قياس اقترانى كه نتيجه بطور پراكنده در دو مقدمه آمده باشد. مثل: نماز عبادت است، عبادت آرامشبخش روح و روان است پس نماز آرامشبخش روح و روان است.
ب) سائل از موردى بپرسد كه خاصتر از مطلوب اوست پس وقتى مجيب آن را پذيرفت از راه استدلال استقرايى و ذكر و بررسى موارد مشابه جزيى مىتواند مطلوب را گردن او بگذارد.
ج) سؤال خود را ببرد روى يك موضوع جزيى كه مساوى با مطلوب اوست و بعد از اعتراف مجيب از راه قياس تمثيل (پى بردن از حكم يك مورد جزيى به مورد جزيى مشابه) او را وادار به قبول نظر خود كند.
د) به جاى اينكه از چيزى سؤال كند كه مخاطب آن را انكار مىكند از مادّه اشتقاقى آن بپرسد مثلاً وقتى سائل مدعى است شخص غَضْبان (غضب ناك) مشتاق انتقام است مجيب اين كبراى كلى و قضيه مشهوره را درباره پدر نسبت به فرزندش منكر مىشود و مىگويد پدرِ غَضْبان مشتاق انتقام نيست مىپرسد آيا غضب كه ماده اشتقاقى كلمه غضبان است در معنى آن مفهوم انتقام وجود ندارد؟ و وقتى مجيب تصديق كرد كه معنى غضب شهوت انتقام است مىگويد پس غاضب - ولو پدر باشد - در حال غضب مشتاق انتقام است. هر چند دلش طاقت نمىآورد و خود را كنترل مىنمايد و از او گذشت مىكند.
ه) سؤال را وارونه كند بطورى كه مجيب توهم كند مىخواهد از او جواب بله بگيرد مثلاً بپرسد مگر نه اين است كه لذت خير نيست؟ آنوقت مجيب چون طبع و عادتش عناد نسبت به اراده سائل است، بدون توجه به جاى اين كه بگويد بله مىگويد نه - در نتيجه اعتراف كرده كه لذت خير است - يعنى اينطور نيست كه لذت خير نيست بلكه خير است.