جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٠٧ - ٣ - التسليم
[١] - در كلام خصم صفتى براى استفاده حكمى بكار مىرود كه از آن صفت به نفع خود بهرهبردارى مىكنيم.
كقوله تعالى: (يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى اَلْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ اَلْأَعَزُّ مِنْهَا اَلْأَذَلَّ وَ لِلّهِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ)١ منافقان صفت اعزّ وعزت را كنايه از گروه خودشان قرار دادند براى اخراج مؤمنين از مدينه و صفت اذل را كنايه از خدا و رسول و مؤمنين، گرفتند. خداوند در مقام رد بر آنها صفت عزّت را براى غير آنها - يعنى خدا و رسول و مؤمنين - قرار داده و گويا مىفرمايد بله اين صحيح است كه عزيز ذليل را از مدينه خارج مىكند ولكن ذليلِ خارج شده، خود منافقان هستند و عزيزِ خارج كننده، خدا و رسولش مىباشند.
[٢] - لفظى را كه در كلام مخاطب واقع شده بر غير مقصودش حمل كنيم مانند قول خداوند:
(وَ مِنْهُمُ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَلنَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ).٢
مىگفتند پيامبر گوشى و زودباور است، به حرف هر كسى گوش مىدهد، خداوند مىفرمايد اگر هم باشد، گوش خيرى است براى شما. حقايق را مىشنود و ترتيب اثر مىدهد و خدا و مؤمنين را تصديق مىكند و كلامشان را باور مىكند ولى اين طور نيست كه به حرف هر كسى ترتيب اثر بدهد.
٣ - التسليم
جدلِ تسليمى اين است كه براى چيزى فرض محال شود بدين صورت كه ابتداء ادّعاى طرف گفتگو را نفى كند و بعد پذيرش آن را مشروط كند به شرطى ممتنع كه
[١]- منافقون، ٨.
[٢]- توبه، ٦١.