جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٠٦ - ٢ - القول بالموجب
حرامند كه مطلب باطلى است.
٤ - علت حرّمت گرفتن حكم است از خداوند مستقيماً، كه اينهم باطل است و آنها چيزى را در اين رابطه از خداوند نگرفتند.
٥ - حكم حرمت را از پيامبرى قبل از رسول اللّه گرفتهاند. كه اينهم درست نيست وقتى تمام اين فروض از راه جدل تقسيمى باطل شد مدّعى ثابت مىشود كه هيچ حيوانى بدون اينكه خداوند[١] بفرمايد حرام نيست و آنچه را مىگويند افتراء بر خداوند و گمراهى است.
نمونه ديگرى از برهان سبر و تقسيم استدلالى است كه حضرت على عليه السلام در نهجالبلاغه مىنمايند براى باطل كردن تصويب و مذمت علمائى كه فتواى باطل مىدهند و مىفرمايند: ١) آيا خداوند اينها را امر فرموده؟ [٢]) و يا آنان را از اختلاف منع نموده و عصيان كردهاند؟ ٣) و يا خداوند دين ناقصى فرستاده و براى اتمامش از اينها كمك خواسته؟ ٤) و يا خود را شريك خداوند مىدانند؟ ٥) و يا خداوند دين كامل فرستاده و پيامبر در تبليغ آن كوتاهى كرده است؟٢ و حضرت در پايان از اين راه (برهان سبر و تقسيم) نتيجه مىگيرند، حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در بيان احكام كوتاهى نكرده و سبب اختلافِ قاضيان علمائى كه فتواى خلاف مىدهند همان جهل آنها نافرمانيشان از دستورات الهى است.
٢ - القول بالموجب
ابن ابى الاصنع به نقل از الاتقان سيوطى: «وَ حَقيٖقَتُه رَدُّ كلامِ الْخَصْمِ مِنْ فَحوى كَلامِه». در اين نوع از جدل به محتوى و لوازم و موجبات كلام مخاطب عليه او اخذ مىشود. اين قسم از جدل دو صورت دارد:
[١]- مراجعه شود به آيه ١٤٥ سوره انعام.
[٢]- نهج البلاغه، خطبۀ ١٨.