جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٣٢ - ٣ - استدلال
اِفحام مَنْ هو قاصرٌ مِنْ ادراك مقدماتِ البرهان[١]. در نظر اهل منطق جدل قياسى است تأليف شده از مقدمات مشهوره (شايع بين مردم و مورد تصديق عقلاء) و يا مقدمات مورد قبول مخاطب و اين قياسى است كه مفيد تصديق باشد و لازم نيست حقيقت داشته باشد بلكه همين كه آن قضيه اعتراف همگانى و يا پذيرش مخاطب را همراه داشت، كافى است و غرض از آن الزام رقيب و خاموش كردن كسى است كه از درك مقدمات برهانى قاصر باشد. و اگر مقدماتِ آن از باورهاى مخاطب و مطالبى كه پيش او مسلم است؟ تشكيل نشود، لازم نيست حقيقت و ارزش برهان را ندارند و براى اِقناع مخاطب به كار مىرود كه بر اساس باورهاى او، وى را محكوم مىكنيم.
و جدل براى اثبات رأى و عقيده خودِ مجادِل و ابطال رأى و عقيده طرف مقابل به كار مىرود. با استفاده از مقبولات، مشهورات، مقدمات مسلّمه و امور مورد قبول همگان و يا مورد تصديق مخاطب. مثل اينكه براى قانع ساختن مخاطب بااستفاده از باورهاى وى مىگوييم عبادت خدا خوب است احسان به پدر و مادر واجب است عاقبت ظلم ويرانى است كسى كه در سختىها صبر دارد هميشه صابر است عبادت دليل بر عبوديت است و... از باب نمونه:
مناظرۀ عالم مسيحى با حضرت رضا عليه السلام
مأمون مجلس مناظرهاى براى علماى مذاهب و اديان و حضرت رضا عليه السلام كه نماينده شيعيان بود تشكيل داد. بين حضرت و عالم مسيحى درباره الوهيت (معبود و مورد پرستش بودن) حضرت عيسى عليه السلام و يا عبد و بنده بودن او بحث شد. عالم مسيحى براى حضرت عيسى عليه السلام مسيح مقام الوهيّت و فوق بشرى قائل بود حضرت رضا عليه السلام فرمود: عيسى مسيح همه چيزش خوب بود جز يك چيز و آن اينكه بر خلاف ساير پيامبران به عبادت علاقهاى نداشت، عالم مسيحى گفت از شما چنين سخنى
[١]- المنجد مادّۀ جَدَل/ ٨٢.