جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٥٤ - نمونه عرفى ستيزهجويى
خصومت هم كه (حاصل شوم مراء و) لجاج كردن در كلام براى استيفاى مطلب و مقصود خويش است، مذموم مىباشد و اخبار بسيار در بدى آن وارد شده و بس است در اين مقام حديث نبوى صلى الله عليه و آله كه فرمودند: هرگز جبرئيل به نزد من نيامد مگر اينكه مرا موعظه كرد و آخر كلامش اين بود كه زنهار، احتراز كن از لجاج وتنگگيرى بر مردم كه آن عيب آدمى را ظاهر و عزت او را تمام مىكند،[١] و فرمود: دشمنترين مردم نزد خدا، لجوجِ اهل خصومت است،[٢] و مخفى نماند كه خصومت (منازعه) به جهت اثبات حقِ مالى يا حق ثابت ديگرى كه شرعاً مستحق آن بوده باشد، مذموم نيست، بلكه آن خصومتى مذموم است كه شخص در طلب باطل و به غير حق است يا آنكه يقين به حق بودن آن و استحقاق آن نداشته باشد.[٣]
نمونه عرفى ستيزهجويى
مرحوم فلسفى مىفرمايد: يكى از نمونههاى عرفى مراء اين است كه مثلاً سخنرانى مرتكب اشتباهى شود و پس از پايان سخنرانى در جمع مستمعين به او تذكر بدهند ولى او از پذيرفتن انتقاد، خوددارى كند و با اصرار بر مطلب خود، از تحمل مطلب حق خوددارى كند و خشمگين شود و حالت دفاع به خود بگيرد و به ديگران بتازد و بر حسب ظاهر شكست دهد و در مقابل مردم، اشكال كننده را شرمنده نمايد كه اين جدل غير مشروع و خصومتانگيز است و اسلام آن را ممنوع قرار داده است.[٤]
پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: «مَنْ تَرَكَ الْمِراءَ وَهُوَ مُحِقٌّ بَنَى اللّهُ لَهُ بَيْتاً فىٖ اَعْلَى
[١]- اصول كافى، ج ٢، ص ٣٠٢.
[٢]- جامعالسعادات، ج ٢، ص ٢١٥.
[٣]- خلاصه معراجالسعاده، ص ١٤٥.
[٤]- سخن و سخنورى، مرحوم آقاى فلسفى، ص ٢٧٦.