جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٥ - جدل در لغت
جدل در لغت
در ريشهيابى جدل به اين نكته مىرسيم كه فن جدل از نوعى استحكام، استوارى، قوت، قدرت و صلابت برخوردار است.
جوهرى در صحاح اللغة مىگويد: جَدْل با سُكُون دال به معنى عضو مىباشد و جمع آن جُدُول يا اَجدال است و پرنده شكارى را اَجْدَل مىگويند و جَدَل با فتح دال به معنى شدّت خصومت است و «جَدَلْتُ الْحَبْلَ جَدْلاً اَى فَتَلْتُهُ فَتْلاً مُحْكَماً» يعنى ريسمان را محكم و استوار پيچيدم. «والاسمُ الجَدْل و هو شِدَّةُ الخصومة».[١] و اسم مصدر آن جَدْل به معنى شدّت دشمنى است.
مقاييس اللّغة: جَدَل يعنى استحكام شىء و محكم كردن چيزى و كشيدن خصومت و برگشت به سخن.
المنجد مىنويسد: به دستۀ هاون جَدْلَه مىگويند و «جَدَلَ الشّىءُ يعنى صَلِبَ و قَوِى و جَدِلَ الشىءُ يعنى قَوِى فى سُنْبلِهِ و جَديلَة: عَزِيمَةُ الرّأى».[٢] وقتى چيزى محكم وقوى شد مىگويند جَدَل و هنگامى كه دانه در خوشهاش قوى شد مىگويند جَدِلَ و جديله يعنى رأى و نظرِ استوار.
كلمات القرآن: جَدَل از باب استحكام شىء است و به زمام ناقه جديل مىگويند و اصل در جَدَل استحكام مىباشد به طريق حق باشد يا باطل در كلام باشد يا غير آن و در نفسِ خود انسان باشد و يا در مقام مخاصمه و مقابله با ديگرى و زمين جَدِل يعنى صَلِبْ و سخت و به شكلى كه محتوى مجموع قضايا مىباشد جدول مىگويند مانند جَدْوَلِ ضَرْب در حساب و «اِستقامَ جَدْوَلُ القَومِ يعنى اِنْتَظَم اَمْرُهُم»[٣]. وقتى كار عدّهاى نظم و انضباط پيدا كرد مىگويند: «اِسْتَقامَ جَدُل القَوم».
[١]- صحاح اللّغة: ج ٤، ص ١٦٥٣، چاپ بيروت.
[٢]- المنجد، ص ٨٢.
[٣]- كلمات القرآن، حسن مصطفوى، ص ٦٦.