جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٣١ - ٣ - استدلال
هر قياسى اگر مقدمات آن معلوم است نتيجه خود به خود معلوم است و نياز به قياس نيست و اگر مقدمات آن مجهول است، چنين قياسى نمىتواند نتيجه را معلوم كند. دكارت در اين مغالطه قصدش اين نتيجهگيرى است كه قياس بىفايده است.
دكارت گفته معلوم بودن مقدمات (صغرى و كبرى) خود به خود سبب معلوم شدن نتيجه است و نيازى به قياس نيست و كلام ايشان مغالطه دارد زيرا صرفاً معلوم بودن مقدمات براى نتيجهدهى كافى نيست زيرا علاوه بر آن، اقترانِ معلومات و چينش خاصِّ آنها و رعايت شرايط قياس، لازم است تا نتيجه بدهد. و همان طور كه قبلاً گفته شد مغالطه گاهى براى الزام مخالف و معاند كه از روى سماجت حق را نمىپذيرد به كار مىرود و گاهى براى امتحان و اختبار او كه آيا حق و باطل و برهان و سفسطه را تميز مىدهد يا خير و گاهى با غرض فاسد انجام مىشود مانند اينكه شخص بى اطلاع از علم و دانش در مواجهه با اهل علم و دانش براى پوشاندن ضعف علمى خود، دست به حيله و مغالطه مىزند تا در نظر مردم عالِم قدرتمند جلوه كند و مغلوب نشود.
٥ - جدل
جدل قياسى است كه گوينده با مقدمه قرار دادن باورهاى مخاطب به نتيجه مىرسد و بر او غلبه مىكند[١] و هدف آن ساكت كردن مخاطب از راه اِلزام به عقايد خودش مىباشد.
المنجد: اَلْجَدَل عند المنطقيينَ هُو الْقياس المؤلَّفُ من مقدماتٍ مشهورَةٍ او مُسَلَّمٍ بها اَىْ قياسٌ مُفيدٌ لِلتّصديق لاتُعتَبَرُ فيه الحقيقهُ و عدَمُها بل عمومُ الاعترافِ بها و التسليمِ، كقولك فلانٌ يطُوفُ فِى اللّيل فَهُو لُصٌّ والغَرَضُ فيه اِلزامٌ الخصمِ و
[١]- منطق صورى، ص ١٨٧.