جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٧٣ - ٣ - جدال احسن
(اين آيات در جريان سؤال أُبَيِّبنخَلِف كه منكر معادِ جسمانى بود، بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد كه خداوند ضمن نزول اين آيات، دستور مىدهد با او به روش حسى و تجربى مجادله كند و به وى بفهماند همانطور كه آفرينش انسان بدون هيچ سابقهاى توسط خداوند قادر متعال انجام پذيرفته، زنده كردن او بعد از مردن و خاكستر شدن استخوانها، كار مشكلى نيست.
سپس امام صادق عليه السلام فرمودند: خداوند اراده فرموده است مجادله كند با كسانى كه معاد را باطل مىدانند و مدعى هستند چطور ممكن است خداوند استخوانهاى پوسيده را حيات بخشد؟![١]
در موارد ياد شده امام نمونههايى از جدال احسن را ذكر فرموده و آنها را معيار مناظره قرار دادند.
مرحوم طبرسى: «اَمَرَ سُبحانه نَبيَّه بِالدُّعا اِلى الحَقِّ»[٢] خداوند سبحان پيامبرش را امر فرموده مردم را دعوت به دين خداوند كن به وسيلۀ حكمت (قرآن).
قرآن از آن جهت كه امر به خوبيها دارد و نهى از بديها مىكند حكمت ناميده شده و موعظه حسنه معنايش وعظ نيكوست و جدال احسن مناظره با ديگران به كمك آيات قرآن است با رعايت رفق و مدارا و سنگينى و ادبِ مناظره.
نكته: مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايد: اين كه گفته شده خداوند به ترتيب حكمت (برهان) و موعظه (خطابه) و جدل را بر اساس فهم افراد بشر ذكر كرده است، زيرا برخى داراى استعداد و قوّۀ درك استدلالهاى قوى عقلى هستند كه براى آنها دعوت از راه حكمت را قرار داده است و براى افراد متوسط و عمومِ مردم، موعظه و خطابه را سفارش مىكند و براى اهل عناد و انكار و لجاجت، جدل را مطرح فرموده، مرحوم علامه فرموده: اگرچه مطلب دقيقى است لكن هر يك از شيوههاى مذكوره
[١]- تفسير نور الثقلين، ج ٣، ص ٩٤.
[٢]- مجمع البيان، ج ٦، ص ٣٩٢.