جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٧٠ - ٢ - موعظه حسنه
نَفْسُهُ فِيها». ناگهان همام ناله جانسوزى زد و در دم جان سپرد. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: به خدا قسم من از اين پيشامد بر همام مىترسيدم. «ثمّ قال أَهكذا تَصْنَعُ الْمَواعِظُ البالِغَةُ بِاَهْلِها»؟! سپس گفت آيا نصايح رسا با شايستگان آن، چنين مىكند؟! كه در اين لحظه شخصى به امام عليه السلام اعتراض كرد كه چرا اين سخنان با خود شما چنين نكرد؟ حضرت فرمود: واى بر تو! هر اجلى وقت معينى دارد، ديگر چنين مگو كه آن را شيطان بر زبانت دميده است.[١]
فايده عمل به موعظه
خداوند بشر را طورى آفريده كه تلقين در او مؤثر است و خواه ناخواه آن را مىپذيرد چه نافع و سودمند باشد و چه بد و زيانبار و در حقيقت موعظه نوعى تلقين است و در انقلاب افكار و دگرگون ساختن انديشههاى مردم آنقدر تأثير دارد كه خداوند آن را در سورۀ نحل يكى از راههاى دعوت قرار داده و در رديف سخنان حكيمانه آورده است[٢] و در سورۀ نساء مىفرمايد: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا ما يُوعَظُونَ بِهِ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتاً وَ إِذاً لَآتَيْناهُمْ مِنْ لَدُنّا أَجْراً عَظِيماً وَ لَهَدَيْناهُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً)،[٣] اگر جوامع بشرى آنچه را به آن، موعظه شوند، به كار مىبستند، براى آنان سودمند و كارى محكم در تثبيت دين و دنياى آنها مىبود و در اين هنگام ما از پيش خود به آنان پاداشى بزرگ عطا مىكرديم.
امام صادق عليه السلام از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم حديث نموده كه به جبرئيل فرمود: مرا موعظه كن، «فَقال صلى الله عليه و آله و سلم عِشْ ما شِئْتَ فَإِنَّكَ مَيّتٌ و أَحْبِبْ ماشِئْتَ فانّك مُفارِقُهُ و اعْمَلْ ماشِئْتَ فانّك مُلاقيٖهِ».[٤] جبرئيل عليه السلام به حضرت فرمود: اى محمد هر طور
[١]- نهج البلاغه، خطبه همام، ١٩٣.
[٢]- سوره نحل، آيه ١٢٥.
[٣]- سورهنساء، اواخرآيه ٦٦ وآيات ٦٧ و ٦٨.
[٤]- سفينة البحار، مجلّد ٢، ماده وعظ، ص ٦٦٩.