جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٢٨ - ٣ - استدلال
و اگر مواد شعرى مطالب باطل و بىاساس باشد قرآن آن را گمراهى مىداند و مىفرمايد: (وَ اَلشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ اَلْغاوُونَ أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ) [١]شاعران را مردم جاهل و گمراه پيروى مىكنند آيا نديدى كه شاعران در هر وادىِ حيرت، سرگشته و سرگردانند؟
اما اگر مواد شعر مطالب صحيح و درست و سازنده بود از آن مذمّت نشده است.
همانطور كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده است: «اِنّ مِنَ الْبَيان لَسِحرٌ و اِنّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكْمَةٌ»[٢]. (پارهاى از بيانها سحر و بعضى از اشعار حكمت است.) لذا در ذيلِ آيه آن عده از شعرا را كه اهل ايمان و عمل صالحاند استثناء مىكند و مىفرمايد:
(إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ) [٣](مگر كسانى كه ايمان آوردند و عمل شايسته انجام دادند)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «اِنَّ مِن الشّعر لَحكمةً وَاِنّ منَ البَيان لَسِحرا» (بعضى شعرها حكمتاند و بعضى بيانها سحر هستند؛ يعنى اثر سحرآميز دارند.)
خلاصه هر سخن موزون و قافيهدار شعر است خواه برهانى باشد يا خطابى و هدف آن ايجاد محبّت و ترغيب طرف مقابل و يا تهديد و بر حذر داشتن او از كارى است.
مرحوم آيت اللّه ايزدى (امام جمعه اسبق نجفآباد اصفهان): «پيامبر اكرم شعر نمىگفته و از آيات پايانى سورۀ يس بر مىآيد شعر به مقام نبوت نمىبرازد و لايق شأن آن حضرت نيست. مىفرمايد: (وَ ما عَلَّمْناهُ اَلشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاّ ذِكْرٌ
[١]- سورۀ شعراء، آيات ٢٢٤ و ٢٢٥.
[٢]- تفسير در المنثور، ذيل آيه ٢٢٤، سوره شعراء.
[٣]- شعراء/ ٢٢٥.