جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٦ - جدل در لغت
مجمع البحرين شش معنى براى جدل ذكر مىكند:
[١] - دليل آوردن، (وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)١، يعنى با آنها به طريق احسن احتجاج كن (در مقابل دليل آنها دليل بياور)، «وَهِيَ مُقابَلَةُ الْحُجَّةِ بِالْحُجَّةِ» و مجادله رويارويى دليل است با دليل.
[٢] - ستيزه جويى نوعى از جدل است و آن وقتى است كه انسان در خصومت و دشمنى سرسختى نشان مىدهد.
[٣] - «يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها»٢، روزى مىآيد (قيامت) كه هر نفسى از خود دفاع مىكند و به غيرخود نمىپردازد.
[٤] - دليل و عذر آوردن و بهانه تراشى، مثلاً انسانِ گمراه، روز قيامت براى دفاع از خود در مقام پيروى از اهل باطل مىگويد: ما از بزرگانمان پيرورى كرديم و اينها ما را گمراه و اغوا كردند: (وَ قالُوا رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا اَلسَّبِيلاَ)٣.
٥ - جدال در حج يعنى گفتارِ «لا وَاللّهِ بَلى وَاللّهِ».
٦ - گفتگو براى رسيدن به هدفى، (يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ)٤، خداوند مىفرمايد: ابراهيم عليه السلام با فرستادگان ما (ملائكه) درباره قوم لوط صحبت كرد و به ملائكه گفت: اگر آنها ٥٠ نفر باشند، آنها را هلاك مىكنيد؟ گفتند: نه. ابراهيم عليه السلام گفت:
اگر ٤٠ نفر باشند؟ گفتند: نه، هلاك نمىكنيم. تا اينكه ابراهيم عليه السلام از افراد كم كرد و رسيد به يك نفر و آنها گفتند: نه، پس گفت: حضرت لوط عليه السلام در بين آنهاست، جواب دادند: ما آگاهتريم درباره كسى كه در بين آنها است، حتماً او و اهلش را مگر همسرش را كه گمراه است، نجات مىدهيم.
[١]- سوره نحل، آيه ١٢٥.
[٢]- سوره نحل، آيه ١١١.
[٣]- احزاب، آيۀ ٦٧.
[٤]- سوره عنكبوت، آيه ٣٢.