جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٢٥ - ٣ - استدلال
پ - قياس (استدلال قياسى: Analogous reasoning )
قياس منطقى آن است كه ذهن، قواعد عامه مسلمه را براى انتقال به مطلوب خود به كار بگيرد و استدلال قياسى، پى بردن از حكم كلى است به جزيى و به عبارت بهتر از عام به خاص برسيم كه سير ذهن نزولى است يعنى از بزرگتر و عاليتر به كوچكتر و محدودتر مىرسد و از حكم شامل به مشمول منتقل مىشود.
حاشيه ملاعبداللّه: «اَلقياسُ قَولٌ مؤلَّفٌ مِنْ قَضَايا يَلْزَمُهُ لِذاتِه قولٌ آخَرُ»[١]
المنطق: «اَلْقياسُ قَولٌ مُؤَلَّف مِنْ قَضايامَتى سُلِّمَت لَزِمَ عَنْه لِذاته قَولٌ آخر.[٢]»
قياس گفتارى است تأليف شده از چند قضيه كه وقتى مورد قبول قرار گرفت لازمهاش ذاتاً گفتار ديگرى است.
مرحوم شهيد مطهرى: قياس مجموعهاى فراهم آمده از چند قضيه تصديقى است كه به صورت يك واحد درآمده و به نحوى است كه لازمۀ قبول آنها قبول يك قضيه ديگر است و فرقش با فكر اين است كه فكر اعم است از اينكه در مورد تصورات باشد و يا در مورد تصديقات و قياس مخصوص تصديقات است و فكر معمولاً به يكى از سه راه مىباشد (قياس، استقراء، تمثيل).
فكر، به عمل ذهن كه يك نوع كار و فعاليت است اطلاق مىشود اما قياس به محتواى فكر گفته مىشود كه عبارت است از چند قضيه معلومه با نظم و چينش خاصى براى رسيدن به نتيجه.[٣]
مثلاً اگر بخواهيم دربارۀ شهادت شاربالخمر استدلال كنيم، از دو مقدمه كمك مىگيريم:
[١]- حاشيه مرحوم ملا عبداللّه.
[٢]- المنطق، ص ٢٢٨.
[٣]- آشنايى با علوم اسلامى منطق و فلسفه، شهيد مطهرى، ص ٧٤.