جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٢٩ - ٣ - استدلال
وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ) [١](ما به پيامبر شعر ياد نداديم و سزاوار او هم نبود و كتاب آسمانى جز ياد الهى و قرآنِ آشكار، چيزى نيست) آرى پيامبر بايد سراسر كلامش حق و حقيقت و واقعيت باشد و از خيالبافىهاى شاعرانه دور باشد حتى منقول است پيامبر اكرم يك وقتى مىخواستند شعرى از يك شاعرى بخوانند امّا زبانش نگشت و شعر را ناقص خواندند، البتّه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از اشعار حكيمانه مدح مىكردند مانند شعر لبيد شارع كه گفته:
اَلا كُلُّ شَيء ما خَلا اللّهَ باطِلٌ وَكُلُّ نَعيمٍ لا مَحالَةَ زائِلٌ
آگاه باش هر چيزى غير از خدا باطل است و هر نعمتى ناچاراً نابود شدنى است.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: «اَصْدَقُ شِعْرٍ قالَتْهُ الْعَرَبُ» درستترين و راستترين شعرى است كه عرب تاكنون گفته است.[٢]»
«شاعرى كه طبع شعر دارد، چه بسا لطايفى در روح او است و بينشها و ظرافتهايى دارد كه ديگران ندارند و طبع شعر اگر از آن استفادۀ صحيح بشود خوب است»[٣].
٤ - مغالطه
قياسى كه هدفش اشتباه كارى باشد و بخواهد غلط اندازى كند صناعت مغالطه و سفسطه نام دارد و مقدماتش قضاياى نادرست است كه شبيه به قضاياى درست مىباشد. و مغالطه كار بيشتر از شُبَهات استفاده مىكند و گاهى از روى قصد صحيح براى مصلحت پسنديده مثل عاجز كردن ديگرى و يا دفع او كه بر باطل خود اصرار مىورزد، به كار مىرود و گاهى براى امتحان و آزمايشِ آگاهى و درجۀ علمى
[١]- يس.
[٢]- شرح و تفسير نهج البلاغه، خطبۀ ٢٦، اثر مرحوم آيةاللّه ايزدى، امام جمعۀ فقيد نجف آباد.
[٣]- اخلاق ايزدى، بحث غرور و طوايف مغرور دين، اثر امام جمعۀ فقيد نجف آباد.