جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٥٨ - خصومت و جدل ناپسند در كلام راغب
بزرگى هستى و در مذمّت جدل فرموده است: «وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ»[١] و گفتند آيا خدايان ما بهتر است يا خداى پيامبر و اين مَثل را براى تو نزدند مگر از روى جَدَل.
براى جدال با اينكه مكروه و ناشايسته است شروط و قوانينى است كه هر كس تمرين نداشته باشد و آنها را به كار نگيرد جدل همراه با خصومت مىشود كه بدون فايده است و دشمنى و انكار حق را بر مىانگيزد لذا خداوند خصومت را بدتر از جدال قرار داده و فرموده «بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ» آنان در مقايسه خدايان دروغين با خداى واقعى با تو جدل كردند، بلكه بالاتر از آن آنان قومى هستند اهل خصومت.
دو نفر مجادله كننده مانند دو قوچ (گوسفند نر) هستند كه به جنگ يكديگر مىروند و هر كدام مىكوشد فاعل و پيروز باشد و صاحبش فرمانبردار و مطيع و هيچ خيرى از آنها بدست نمىآيد و يكى از حكما فرموده است مجادل دفاعكننده هنگام جدال در نَفْسش اين واقع مىشود كه به هيچ چيز قانع نشود و كسى كه قانع نشدن او را قانع مىكند هيچ راهى براى او جز خوددارى از پذيرفتن حق و امتناع از آن، نيست هر چند همه حكما تمام بنيّهها را بر او اقامه كنند و همه انبياء، تمام معجزهها را براى او بياورند. به تعبير قرآن (وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ اَلْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ اَلْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاّ أَنْ يَشاءَ اَللّهُ)[٢]. و اگر بر كافران ملائكه را بفرستيم و مردگان با آنان سخن گويند و حقايق برزخ و مرگ را كه حس كردهاند باآنان در ميان گذارند. و همه چيز را بر ايشان گرد آورديم، باز هم ايمان نمىآورند مگر خدا بخواهد.
وقتى مبتلا شدى به كسى كه قصدش لجاج است نه حجت و دليل و مىخواهد با علماء درگير شود و علم را همانطور كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرموده: آموخته كه با آن به
[١]- زخرف/ ٥٨.
[٢]- انعام/ ١١١.