جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١١٣ - ٨ - الجدل الحسّى و التّجربىّ
خودمان باشد كقوله تعالى: (قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لكِنَّ اَللّهَ يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ)[١].
در اين آيه وقتى بتپرستان به پيامبران گفتند شما انسانى مثل ما هستيد و امتيازى نداريد جواب دادند بله بشرى مانند شما هستيم تا اين قسمت باآنها مماشات و همراهى كردند و بعد گفتند ولكن اين منافات ندارد با اينكه خداوند به واسطه مقام رسالت بر ما منت گذاشته و ما را بر شما امتياز داده باشد[٢]. درست است ما مثل شما بشر خاكى هستيم ولى امتيازمان به نبوت و رسالت است.
٨ - الجدل الحسّى و التّجربىّ
اين روش را هم مىتوان يكى از شيوههاى جدل دانست كه در كلام جلالالدين سيوطى نيامده و شرح آن تقريباً در بحث راههاى دعوت در قرآن گذشت و تفصيل آن در بحث جدل و مناظره با منكران معاد، ذكر مىشود كه در آن شخصِ مجادِل سعى مىكند از راه به كار گرفتن امرى كه محسوس و مورد تجربه مخاطب مىباشد با او مناظره كند و از محسوس كه مورد قبول او است به مدعاى خود برسد مانند اينكه خداوند براى اثبات معاد جسمانى در مقابل منكرين به پيامبر مىفرمايد:
(قُلْ يُحْيِيهَا اَلَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ)[٣] بگو همان خدايى كه استخوانها را از اوّل خلق نمود قدرت بر احياء آنها بعد از پوسيدن دارد، در اين روش به اصطلاح شخص مىكوشد از محسوس پى به معقول ببرد و چون مخاطب و طرف مناظرۀ امر محسوس را قبول دارد، از اين راه مطلب معقول و غير حسّى را براى او اثبات كند و
[١]- ابراهيم ١٠ و ١١.
[٢]- مراجعه شود به جدل احسن در بحث اقسام جدل.
[٣]- يس/ ٧٩.