جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٣٠ - ٣ - استدلال
مخاطب، به كار گرفته مىشود و بعضى اوقات براى غرض فاسد مثل رياكارى در علم و برترى جويى بر ديگران به كار مىرود.
منطقيين سيزده نوع از مغالطه را ذكر كردهاند[١] و بطور كلى يا معنوى است يا لفظى.
الف - مغالطۀ لفظى
كه در آن مغالطهكار، از الفاظ دو پهلو و مشترك استفاده مىكند مثل لفظ شير كه در فارسى مشترك است بين مايع سفيد و آشاميدنى كه از پستان حيوان دوشيده مىشود و بين حيوان درنده، شيرِ آب و انسان شجاع. مثلاً مغالطهكار مىگويد زيد شير است و هر شيرى يال و كوپال دارد پس زيد يال و كوپال دارد و يا الفاظى مانند كلمۀ رؤيت حضرت على عليه السلام به شخص مغالطه كننده كه عالم يهودى بود، فرمود: «ما كُنت اَعْبُدُ رَبّاً لَمْ اَرَهُ» يعنى خدايى را كه نمىبينم عبادت نمىكنم و آن شخص رؤيت را به معنى ديدن با چشم معنى مىكند در حالى كه به معنى رؤيت باطنى است.
عالم يهودى در جواب گفت: «وَكَيْفَ رَأيتَهُ؟» خدا را چگونه ديدى؟ حضرت در وجواب فرمود: «ويلك لا تُدرِكُهُ الْعُيُونُ في مشاهِدَة الاَبْصار وَ لكِن رأته الْقُلُوبُ بِحَقايقِ الاِيمان»[٢] حضرت در جواب فرمود: واى بر تو چشمها در مشاهدۀ ديدها او را درك نمىكنند ولى قلبها با حقايق ايمان او را مىبينند.
ب - مغالطۀ معنوى
اين نوع مغالطه به معنى مربوط است و متكلّم يك مطلب نادرست را با ماسك و چهرۀ مطلبِ درست القاء مىكند مثلاً دكارت در نفى ارزش قياس مىگويد:
[١]- منطق مظفر، ص ٤٧٢.
[٢]- توحيد صدوق، باب ما جاء فى الرؤية، ح ٦، ص ١٠٩.