جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم
(١)
مقدمۀ ناشر
٩ ص
(٢)
پيشگفتار
١١ ص
(٣)
اهميّت و نياز به جدل
١٤ ص
(٤)
جدل در لغت
١٥ ص
(٥)
تعريف اصطلاحى جدل
١٧ ص
(٦)
بخش اوّل راههاى پرورش مفاهيم
١٩ ص
(٧)
1 - تعريف
١٩ ص
(٨)
2 - توصيف
٢٠ ص
(٩)
3 - استدلال
٢٠ ص
(١٠)
بخش دوم تفاوتها، علل، فوايد و ابزار جدل
٣٦ ص
(١١)
جدل، مناظره و محاوره
٣٦ ص
(١٢)
تفاوت مناظره و جدل
٣٦ ص
(١٣)
فطرى بودن جدل
٣٨ ص
(١٤)
تفاوت برهان و جدل
٣٨ ص
(١٥)
علل و اسباب استفاده از جدل
٣٩ ص
(١٦)
فوايد جدل
٤٠ ص
(١٧)
ابزار و امور لازم براى جدل
٤١ ص
(١٨)
بخش سوّم مبادى و مقدمات جدل
٤٢ ص
(١٩)
1 - قضاياى مشهوره
٤٢ ص
(٢٠)
2 - قضاياى مقبوله
٤٥ ص
(٢١)
3 - قضاياى مسلّمه
٤٦ ص
(٢٢)
بخش چهارم اقسام جدل
٤٧ ص
(٢٣)
1 - جدال احسن
٤٧ ص
(٢٤)
2 - جدال حسن
٤٩ ص
(٢٥)
3 - جدال قبيح
٥٠ ص
(٢٦)
غرور آفت مناظره
٥١ ص
(٢٧)
مراء (ستيزهجويى)
٥٢ ص
(٢٨)
نمونه عرفى ستيزهجويى
٥٤ ص
(٢٩)
زبانهاى جدال و بركات خوددارى از ستيزهجويى
٥٥ ص
(٣٠)
خصومت و جدل ناپسند در كلام راغب
٥٧ ص
(٣١)
بنا و ساختن سختتر از خرابى است
٥٩ ص
(٣٢)
اقسام مِراء و ستيزهجوئى در كلام امام حسين
٦٠ ص
(٣٣)
بخش پنجم راههاى دعوت در قرآن
٦٢ ص
(٣٤)
1 - حكمت و موارد آن در قرآن
٦٢ ص
(٣٥)
2 - موعظه حسنه
٦٦ ص
(٣٦)
3 - جدال احسن
٧١ ص
(٣٧)
بخش ششم عناوين كاربردى در جدل
٧٧ ص
(٣٨)
مجيب و سائل در جدل
٧٧ ص
(٣٩)
1 - وضع
٧٧ ص
(٤٠)
2 - موضع
٧٨ ص
(٤١)
بخش هفتم آداب جدل
٧٩ ص
(٤٢)
آداب مشترك بين طرفين در جدل و مناظره
٧٩ ص
(٤٣)
آموزش آداب و روش مناظره و جدل به مجيب
٨٤ ص
(٤٤)
روش هاى مقاومت مجيب در مقابل سائل
٨٤ ص
(٤٥)
آموزش آداب و روش مناظره به سائل (معترض)
٨٨ ص
(٤٦)
راههاى اعتراف گرفتن از مجيب (مدافع و محافظ عقيده و انديشه)
٨٨ ص
(٤٧)
بخش هشتم نمونههايى از برهان در قرآن
٩٣ ص
(٤٨)
1 - برهان تمانع
٩٤ ص
(٤٩)
2 - برهان فطرت
٩٧ ص
(٥٠)
3 - برهان نظم
١٠٠ ص
(٥١)
4 - برهان عليّت (صدّيقين)
١٠١ ص
(٥٢)
بخش نهم روشها و فنون جدل
١٠٤ ص
(٥٣)
1 - السّبر والتقسيم (علت يابى)
١٠٤ ص
(٥٤)
2 - القول بالموجب
١٠٦ ص
(٥٥)
3 - التسليم
١٠٧ ص
(٥٦)
4 - اَلاِسجال
١٠٨ ص
(٥٧)
5 - الانتقال
١١١ ص
(٥٨)
6 - المناقضة
١١٢ ص
(٥٩)
7 - مجاراة الخصم
١١٢ ص
(٦٠)
8 - الجدل الحسّى و التّجربىّ
١١٣ ص
(٦١)
نمونههائى از جدل در قرآن
١١٤ ص
(٦٢)
بخش دهم جدال با منكران
١١٥ ص
(٦٣)
1 - جدال و مناظرۀ قرآن با منكران خدا و توحيد
١١٥ ص
(٦٤)
2 - جدال و مناظره قرآن با منكران نبوّت
١١٧ ص
(٦٥)
3 - جدال و مناظره قرآن با منكران معاد
١١٩ ص
(٦٦)
4 - جدال و مناظره قرآن با منكران وحى و قرآن
١٢٥ ص
(٦٧)
بخش يازدهم كاربرد جدل و موارد آن در قرآن
١٢٧ ص
(٦٨)
مجادله در آيات الهى
١٢٩ ص
(٦٩)
جدال با پيامبر
١٢٩ ص
(٧٠)
مجادلۀ شياطين
١٣٠ ص
(٧١)
جدال احسن با اهل كتاب
١٣١ ص
(٧٢)
مجادلۀ در اسماء
١٣٢ ص
(٧٣)
انسان بيشترين مجادل
١٣٣ ص
(٧٤)
جدال بدون علم
١٣٣ ص
(٧٥)
مجادله ابراهيم با ملائكه دربارۀ قوم لوط
١٣٤ ص
(٧٦)
ضرب المثل به عيسى ابن مريم از روى جدل
١٣٥ ص
(٧٧)
مجادله و گفتگوى زن خوله با پيامبر
١٣٦ ص
(٧٨)
مجادلۀ كافران دربارۀ خدا
١٣٨ ص
(٧٩)
مجادله در آيات الهى
١٣٩ ص
(٨٠)
مجادلۀ كافران با پيامبر
١٤١ ص
(٨١)
مجادله دربارۀ حق
١٤٢ ص
(٨٢)
مجادله و مناظره ابراهيم خليل با بتپرستان
١٤٤ ص
(٨٣)
بخش دوازدهم نمونهاى از جدال احسن در روايات
١٤٦ ص
(٨٤)
فهرست منابع و مآخذ
١٤٩ ص

جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٨٦ - روش هاى مقاومت مجيب در مقابل سائل

عقيده‌اش را مى‌نمايد و اين در صورتى است كه اعتراف غير صريح ممكن نباشد.

٥ - توريه

مجيب اگر ديد اعتراف صريح برايش سخت و دشوار است راهى كه دارد اينكه از شيوه ظريفِ خوددارى از اعتراف، استفاده كند و در كلامش توريه كند يعنى جواب دوپهلو بدهد و لفظى را به كار ببرد كه معنى قريب و ظاهر و بعيد و غير ظاهر دارد و خود معنى بعيد و غير ظاهر را اراده كند و مخاطبين معنى قريب را كه كلام در آن ظاهر است، بفهمند و يا به مخاطب خود بگويد صاحبان اين مذهب و عقيده كه من از آن دفاع مى‌كنم اين مطلب و اشكال شما را نمى‌پذيرند و انكار را به گردن ديگران بيندازد و يا بگويد شما چگونه از من انتظار اعتراف و پذيرش مطلب خود را داريد در حالى كه من هنوز مقصود واقعى شما را نفهميده‌ام و با اين شيوه‌هاى دقيق و ظريف راه فرارى پيدا كند براى مطالعه بيشتر و مراجعه به منابع و مشورت با ديگران و استفاده از اطلاعات آنان براى تقويت استدلال بر عقيده‌اش.

توريه فرار از دروغ است و دروغ نمى‌باشد چون دروغ خلاف مراد واقعى است و توريه خلاف چيزى است كه مخاطب از كلام مى‌فهمد كه جايز است و بعضى موارد لازم مى‌باشد.[١]

از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده حضرت ابراهيم در سه مورد توريه نمود يعنى سخنى فرمود كه خلاف ظاهر را از آن قصد نمود و دروغ نبود. يكى آنجا كه فرمود بزرگ بت‌ها آنها را شكسته پس از آنها بپرسيد اگر سخن مى‌گويند: «بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ‌»[٢] يعنى اگر بت‌ها سخن مى‌گويند بت بزرگ اين كار را كرده است كه در حقيقت چون بت‌ها سخن نمى‌گويند پس بت بزرگ اين عمل را انجام نداده است و اين دروغ نيست چون به صورت شرط و اگر است و ضمناً


[١]- مكاسب محرّمه، مرحوم شيخ انصارى، بعد از بحث كِذب.

[٢]- انبياء/ ٦٣.