جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١١١ - ٥ - الانتقال
«وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ» بعنوان اخذ به وعده خداوند و اِسجال بكار رفته است.
٥ - الانتقال
استدلال كننده براى اثبات مدعاى خود به استدلالى كه يك بار به آن متوسل شده و طرف مقابل (خصم) از آن برداشتى غلط كرده دوباره تمسك نكند بلكه به استدلالى ديگر بپردازد تا بتواند او را محكوم كند مانند مناظره حضرت ابراهيم خليل عليه السلام با نمرود كه فرمود: «رَبِّيَ اَلَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ» نمرود گفت: «أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ» ابراهيم پى برد نمرود مغالطه مىكند و از اِماته و احياء كه به معنى گرفتن روح و دميدن روح در كالبد است معنى انحرافى يعنى كشتن با آلت كشنده و آزاد كردن كسى كه بايد كشته شود، اراده كرده، زيرا نمرود را در جواب ابراهيم بلافاصله كسى را كه واجب القتل بود دستور داد آوردند و گفت آزادش كنيد (اِحياء) و كسى را كه واجب القتل نبود گفت گردن بزنيد (اِماتَه) در اينجا حضرت ابراهيم چون ديد براى چنين مردمى كه ادعاى باطل نمرود را كوركورانه تصديق مىكنند نمىتواند صحت حجّت خود را اثبات كند و مغالطه او را بيان نمايد لذا از آن صرفنظر و منتقل به استدلال ديگرى شد كه راه فرار را بر نمرود بست (فَإِنَّ اَللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ اَلْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ اَلْمَغْرِبِ فَبُهِتَ اَلَّذِي كَفَرَ)[١] در اينجا نمرود مبهوت شد و نتوانست بگويد من خورشيد را از مشرق به مغرب و يا از مغرب به مشرق مىآورم و اگر هم مىگفت كسى از او قبول نمىكرد و قدرت بر چنين كارى را نداشت. اميد مجد:
نديدى تو آن شاه مغرور را كه مُلكى به او داد يكتا خدا
چگونه به تكفير ربّ جليل جدل كرد با ابراهيم خليل
چو او گفت زنده كند ربّ من دگر بار جان گيرد از مرد و زن
[١]- بقره، ٢٥٨.