جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ٥٣ - مراء (ستيزهجويى)
مناظِر با خطر جدال نامشروع و مِراء روبهروست كه موجب دشمنى و كدورت مىشود.
مرحوم حاج شيخ عباس قمى رضى الله عنه در خلاصه معراج السعادة مىنويسد: مراء و جدال عبارتست از اعتراض بر سخن غير و اظهار نقص و خلل آن، به قصد پَست كردن آن شخص و اظهار زيركى خود، بدون فايده اخروى و آن از اخلاق مذمومه است، خواه در مسائل علميه باشد يا غير آن، اعتراض به حق باشد يا باطل، مگر آنكه متعلق به مسائل دينيّه باشد و غرض فهماندن يا فهميدن حق بوده باشد كه در اين صورت ضرر ندارد و آن را مراء نگويند، بلكه ارشاد وهدايت گويند و علامت آن آن است كه مضايقه نداشته باشى كه مطلب حق از غير تو ظاهر شود، به خلاف مراء كه اگر حق از او ظاهر شد بد حال شوى و خواهى آنچه تو مىگويى، صحيح باشد و اين صفت خبيثه باعث حِقد و حسد و هيجانِ غضب است و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله و سلم است كه «حقيقتِ ايمانِ بنده، كامل نمىشود مگر وقتى كه مراء و جدال را ترك كند، اگر چه حق با او باشد»،[١] و شكى نيست كه اين صفت مذمومه اگر قوت گيرد كار به جايى مىرسد كه صاحب آن مثل سگ درنده، متصّلْ راغب مىشود (همواره مايل است) كه با همه كس درافتد و هميشه در پى آن است كه سخنى از كسى بشنود و در آن دخل و تصرفى كند و دنبال آن را بگيرد و از آن لذتى يابد، خصوصاً در مجمعى كه بعضى از ضعفاءالعقول باشند كه آن شخص را به اين صفت خبيثه ستايش كنند و گويند فلانى جدلى يا حرّاف يا نطّاق بى بَدَلى است و كسى او را مُلْزَم نمىتواند كرد و آن احمق بدان شاد مىشود و غافل است از خباثت باطنيّه آن و غالباً مايل است كه طرف مباحثه او جاهل و نادان باشد تا بر او غلبه تواند نمود و بيچاره نمىداند كه هر كه با نادانتر از خود مجادله كند تا بدانند كه داناست، (مردم) بدانند كه نادان است.
[١]- احياءالعلوم، ج ٣، ص ١١٦.