جدل، استدلال و آداب مناظره در قرآن كريم - محمدعلى خزائلى - الصفحة ١٠٢ - ٤ - برهان عليّت (صدّيقين)
برهانهاى ديگر از علت پى به معلول مىبريم مثل اينكه امام سجاد عليه السلام در دعاى ابوحمزهثمالى به خداوند عرض مىكند: «بِكَ عَرفْتُك و اَنْتَ دَللْتَنى عَلَيْكَ وَ دَعَوتنى اِليْك و لَولا انتَ لَمْ اَدْرِ ما انتَ»، خداوندا ذات ربوبى تو را به وسيله تو شناختم و خودت مرا به شناخت خود راهنمايى فرمودى و مرا به سوى خود دعوت كردى و اگر وجود با عظمت تو نبود، تو را نمىشناختم.
استاد عزيز حضرت آيت اللّه انصارى شيرازى دام ظلّه در درس منظومۀ حكمت مىفرمودند: مثل اينكه برادران يوسف با نگاه به او، وى را بوسيله خودش شناختند و به او گفتند (إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ)[١] آيا تو يوسف هستى گفت بله من يوسفم. مثنوى:
آفتاب آمد دليل آفتاب گر دليلت بايد از وى رو متاب
امام حسين عليه السلام در دعاى عرفه مىفرمايد: «كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فِى وجودِهِ مُفْتَقِرٌ اِلَيْك؟» (چگونه مىشود با آثار و مخلوقاتى كه در وجودِ خود محتاج تو هستند بر وجود تو استدلال كرد؟) بوسيله چيزى كه خودش عين فقر و وابسته به توست چگونه به وجود تو پى ببريم؟ اين نادانى است كه انسان عكس را ببيند و صاحب عكس را نبيند و بخواهد بوسيله عكس به صاحب آن پى ببرد چشمهاى باز ابتدا صاحب عكس را مىبينند و بعد جلوههايش را «اَيَكُونُ لِغَيْرِكَ ظَهُورٌ ما لَيْسَ لَكَ؟» آيا غير از تو ظهور و جلوهاى دارد كه آن ظهور را تو نداشته باشى؟ «حَتّى يَكُونَ هُوَ الْمُظهِرُ لَكَ» تا او سبب روشنى تو شود «مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ اِلى دَليٖلٍ يَدُلُّ عَلَيْك؟» كى از نظرها پنهانى تا به دليل نيازمند باشى «عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ رَقيٖباً»[٢] كور باد چشمى كه تو را ناظر خود نبيند.
در هر صورت امام حسين راه پى بردن از معلول به علت را تخطئه مىكند و
[١]- سوره يوسف، آيه ٩٠.
[٢]- مفاتيح الجنان، اعمال ماه مبارك رمضان، دعاى ابوحمزۀ ثمالى.