روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٢٧ - كلام مرحوم قاضى شيخ أحمد أحسائى، خدا را پوچ و بدون اثر معرفى ميكند
. كردم: در عقيده شيخيّه چه اشكالى است؟! آنها هم اهل عبادتند، و اهل ولايتند؛ بخصوص نسبت به إمامان عليهم السّلام مانند خود ما بسيار اظهار محبّت و اخلاص مىكنند، و فقهشان هم فقه شيعه است، و كتب أخبار را معتبر ميدانند و به روايات ما عمل مىنمايند؛ خلاصه هر چه ميخواهيم بگرديم و اشكالى در آنها از جهت اخلاق و عمل پيدا كنيم نمىيابيم!
مرحوم قاضى فرمودند: فردا «شرح زيارت» شيخ أحمد أحسائى را بياور!
من فردا «شرح زيارت» او را خدمت آن مرحوم بردم. فرمودند: بخوان! من قريب يكساعت از آن قرائت كردم. فرمودند: بس است! حالا براى شما ظاهر شد كه اشكال آنها در چيست؟! اشكال آنها در عقيده شان مىباشد.
اين شيخ در اين كتاب ميخواهد اثبات بكند كه: ذات خدا داراى اسم و رسمى نيست؛ و آن ما فوق أسماء و صفات اوست؛ و آنچه در عالم متحقّق ميگردد، با اسماء و صفات تحقّق مىپذيرد؛ و آنها مبدأ خلقت عالم و آدم و مؤثّر در تدبير شؤون اين عالم مىباشند در بقاء و ادامه حيات.
آن خدا اتّحادى با اسماء و صفات ندارد، و اينها مستقلّا كار مىكنند. و عبادت انسان به سوى اسماء و صفات خداوند صورت ميگيرد؛ نه به سوى ذات او كه در وصف نمىآيد و در وهم نمىگنجد.
بنابراين، شيخ أحسائىّ خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر، خارج از اسماء و صفات ميداند؛ و اين عين شرك است.
امّا عارف ميگويد: ذات خداوندِ بالاتر از توصيف و برتر از تخيّل و توهّم، سيطره و هيمنه بر أسماء و صفات دارد. و جميع اسماء و صفات بدون حدود وجودى خودشان و بدون تعيّنات و تقيّدات، در ذات أقدس او موجود مىباشند. و همه صفات و اسماء به ذات برميگردد، و مقصود و مبدأ و منتهى