روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٤٩ - عرفاى غير شيعه در طول تاريخ، يا عارف نبودهاند و يا از ترس عامه تقيه مىنمودهاند
تقرّب را نمىپيمايند؛ بلكه بجهت دواعى نفسانيّه وارد در سلوك مىشوند. اين گروه ابداً به مقصود نميرسند، و در طىّ راه به كشف و كرامتى و يا تقويت نفس و تأثير در موادّ كائنات و يا إخبار از ضمائر و بواطن و يا تحصيل كيميا و امثالها قناعت مىورزند، و بالاخره دفنشان در همين مراحل مختلفه هر كدام بر حسب خودش ميباشد.
دوّم: جماعتى هستند كه قصدشان فقط وصول به حقيقت است، و غرض ديگرى را با اين نيّت مشوب نمىسازند. در اينصورت اگر مسلمان و تابع حضرت خاتم الانبياءِ و المرسلين و شيعه و پيرو حضرت سيّد الاوصياء أمير المؤمنين علَيهما أفضلُ صلواتِ الله و ملئكتِه المُقرَّبين باشند، در اين راه ميروند و به مقصود ميرسند. زيرا كه راه منحصر است، و بقيّه طرق منفىّ و مطرود هستند.
و اگر مسلمان نباشند و يا شيعه نباشند، حتماً از مستضعفين خواهند بود. زيرا كه برحسب فرض غِلّى و غِشّى ندارند، و درباره اسلام و تشيّع دستشان و تحقيقشان به جاى مثبتى نرسيده است؛ و گرنه جزو گروه اوّل محسوب مىشوند كه حالشان معلوم شد.
اين افراد را خداوند دستگيرى ميفرمايد؛ و از مراتب و درجات، از راه همان ولايت تكوينيّه كه خودشان هم مطّلع نيستند عبور ميدهد، و بالاخره وارد در حرم الهى و حريم كبريائى ميگردند و فناء در ذات حقّ را پيدا مىنمايند. و چون دانستيم كه: حقّ واحد است، و راه او مستقيم و شريعت او صحيح است؛ اين افراد مستضعف كه غرض و مرضى ندارند، خودشان در طىّ طريق و يا در نهايت آن، به حقيقت توحيد و اسلام و تشيّع ميرسند و در مىيابند. زيرا كه وصول به توحيد بدون اسلام محال است، و اسلام بدون تشيّع مفهومى بيش نيست و حقيقتى ندارد.