روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٣٥ - براى اولياى عالى رتبه، امكان دارد احكام را از باطن رسول الله و كتاب و سنت اخذ نمايند
قرار گيرد، و نبايد او را خارج از شريعت دانست. زيرا كه چنين شخصى آن حكم را از باطن رسول و از باطن كتاب و سنّت اخذ نموده است»- تمام شد كلام صدر المتألّهين.»)
ولى وصول بدين مرتبه حاصل نمىشود مگر براى نادر از عرفا و أوحدىِّ از ناس؛ چنانچه شيخ الرّئيس حسين بن عبد الله بن سينا گويد
|
: ز منزلات هوس گر برون نهى گامى |
نزول در حرم كبريا توانى كرد |
|
|
وليك اين عملِ رهروان چالاك است |
تو نازنين جهانى كجا توانى كرد |
|
بالجمله چون اينگونه اشخاص خود را صاحب مقامات مكاشفه ميدانند، تمامى احكام خود را طبق مشاهدات خويش قرار ميدهند. از اينجهت بعضى از متتبّعين كتب آنها، جملهاى از احكام اين اشخاص را موافق قواعد شيعه يافته، حكم بر تشيّع آنها مىنمايند، و جمعى، احكام ديگر را كه مطابق قوانين اهل جماعت است ملاحظه نموده آنها را در جرگه علماءِ سنّت و جماعت شمارند، و پارهاى از اشخاص كه اختلاف مدارك اين احكام را مشاهدت نموده، پارهاى از آنها را مطابق سنّى و جملهاى از آن احكام را مطابق شيعه يافته و از علّت و منشأ آن اختلافات خبردار نگشتهاند، بدينواسطه نسبت تجرّد و ترديد در مذهب و عدم استقلال در رأى واحد بدين اشخاص ميدهند. [١]
شارح «مناقب» از سيّد استاد: سيّد ميرزا ابو الحسن جلوه نقل كرده است كه او گفته است: از جمله اشخاصى كه در باب تشيّع شيخ اقدام بليغ داشتهاند، قاضى سيّد قمّى بوده كه در كتاب «شرح أربعين» خود كلماتى را كه صريح در تشيّع شيخ است از كتاب «فتوحات مكّيّه» التقاط نموده و در آنجا مندرج ساخته است. [٢]
______________________________ [١] «شرح مناقب» ص ٥٧ تا ص ٦١؛ و ص
[٢] «٢٦ شرح مناقب» ص ٥٧ تا ص ٦١؛ و ص ٦٢