روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٧ - تشرف به همدان و ادراك حضور و ملازمت آية الله انصارى(قده)
براى مراجعه به طبيب براى كسالت اهل بيت، مسافرت نموده؛ ايّام تابستان را بگذرانيم و پس از آن به نجف اشرف مراجعت كنيم.
فلهذا در روز هشتم شوّال از نجف براى يك زيارت تامّ و تمام دوره، به كربلا و كاظمين و سامرّاء مشرّف شده و با اتوبوس يك شب هم در قم خدمت بى بى حضرت معصومه سلام الله عليها توقّف نموده، و روز هجدهم وارد طهران شديم.
بواسطه ديد و بازديدها و فرارسيدن دهه محرّم الحرام ١٣٧٧ و اشتغال به عزادارى در مسجد، مسافرت به همدان تا بعد از دهه تأخير افتاد؛ و در اين وقت به محضر حضرت آية الله انصارى مشرّف شدم.
اوّلين تشرّف حقير در نجف اشرف به محضر آية الله انصارى همدانى (قدّه)
و لا يخفى آنكه خدمت ايشان از چهار سال قبل ارادت حاصل، و ملاقاتهاى ممتدّ و طولانى رفيق طريق بود. زيرا در چهار سال قبل، ايشان براى زيارت أعتاب مقدّسه مشرّف و مجموعاً دو ماه توقّف كردند، و در نجف اشرف بخصوص يك ماه درنگ نموده، در منزل حاج محمّد رضا شيرازى و آقا سيّد محمّد مهدى دستغيب وارد شده بودند. و حقير هر شب پس از اداى فريضه و درس اصول حضرت آية الله حاج سيّد أبو القاسم خوئى أمَدَّ اللهُ ظلَّه، در معيّت حضرت استاد آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى به خدمتشان مشرّف مىشديم، و جناب حجّة الإسلام آقاى حاج سيّد محمّد رضا خلخالى و يك نفر مسافر ايرانى به نام آقاى حاج حسن شركت اصفهانى حضور مىيافتند. و چون ايّام رجب بود و هوا تقريباً سرد بود و شبها بلند، لهذا مجلس به مدّت دو ساعت طول مىكشيد. و حقّاً در آن مدّت دو ماه، استفادههاى شايان نموديم و حتّى آقاى حاج شيخ عبّاس كه استاد حقير بودند، فرمودند: حالاتت را براى ايشان شرح بده و دستور العمل بخواه!
تشرّف به همدان و ادراك حضور و ملازمت آية الله انصارى (قدّه)
و بعد از قريب دو سال با اجازه حضرت آقاى قوچانى رضوانُ الله عليه