روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٣٤٥ - مقايسه ميان شعر حافظ شيرازى و ابن فارض مصرى
بر تو باد به ذات و نفس محبوبه (و عدم تجاوز و تنازل از آن به چيز ديگرى) و اگر أحياناً خواستى از ذات و نفس او تنازل نمائى و آن ذات صرف و نفس مجرّد و نور را به چيز دگرى مخلوط و ممزوج كنى، متوجّه باش كه: در اينصورت فقط به آب دهان او تجاوز كن، و آن را با ذات محبوبه در هم بياميز! و مبادا غير از آب دهان وى به چيزى غير آن توجّه نمائى كه اين ستمى است بزرگ؛ بلكه يگانه ظلم و ستم است.
مرحوم قاضى ميفرموده است: مراد از ظَلْمُ الْحَبيب، آل محمّد عليهم السّلام مىباشند. زيرا كه در اين بيت دعوت به توحيد محض است و استغراق در ذات احديّت و عدم تنازل از آن به هر چيز دگرى كه فرض شود و تصوّر گردد. امّا آل محمّد عليهم السّلام در اين تعبير راقى عرفانى و كنايه بديعه سلوكى، به منزله ظَلمُ الحَبيب يعنى آب دهان محبوبه است كه شيرينترين و آرام بخشترين و خوشگوارترين چيز از هر چيزى است، و از ذات محبوبه گذشته، هيچ چيز به حلاوت آن نيست؛ در اينصورت در مقام كثرت و تنازل از آن وحدت حقيقيّه، فقط به آل محمّد عليهم السّلام تمسّك جو و با آنان بياميز كه در هيچيك از نشت عالم وجود از مُلك و مَلَكوت به مثابه آنان موجودى آرام بخش تر، و به مانند ايشان از جهت سعه ولايت و گسترش آيتيّت و أقربيّت به ذات أحديّت چيزى نيست.
مكيدن لبان و نوشيدن آب دهان محبوبه از لحاظ قرب و فناء و اندكاك در هستى ذات و نفس محبوبه، بزرگترين و قوىترين چيزى است كه اتّحاد با خود محبوبه را ميرساند، و در صورت مَزْج و خَلْط وى با چيز ديگر، از خود محبوبه حكايت ميكند. و در اين تشبيه و استعاره بديعه عرفانيّه، آل محمّد عليهم السّلام را با حضرت ذات احديّت و فناء و اندكاك در آن ذات ما لا اسمَ لَهُ وَ لا رَسْمَ لَه چنان متّحد و واحد قرار داده است كه اقرب از آن متصوّر