روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٦٩ - ابيات ابن فارض مصرى مناسب با رحلت حاج سيد هاشم حداد، و ترجمه ابيات
دلى دارم كه از زمانيكه به وجود آمدهام غير از محبّت و مودّت و نرمى با او، الفت به چيز دگرى ندارد.
٢١- اى كسيكه چه بسيار مليح است تمام چيزهائى كه از آن اوست و آنها را پسنديده و اختيار نموده است، و چه بسيار شيرين است آب دهان او به دهان من!
٢٢- اگر مقدار ملاحت و زيبائىاى را كه در سيما و چهره اوست به يعقوب پيامبر مىفهماندند و به گوش وى ميرساندند، او جمال فرزندش يوسف را فراموش ميكرد و ديگر به خاطرش نمىآورد.
٢٣- يا اگر أيّوب پيامبر كه در قديم الايّام مريض بود، او به عيادتش ميرفت و آن جمال را در پينكى و چُرت خواب خود مشاهده مىنمود، از آن مرض و بيمارى سخت شفا مىيافت.
٢٤- چون تجلّى كند و ظهور نمايد و به سمت عالم خلق و كائنات روى بياورد، تمام ماههاى شب چهاردهم و تمام قامتهاى زيبا و رشيق و معتدل، به سوى او از عشق و دلدادگى گرايش پيدا كرده و روى مىآورند.
٢٥- اگر من به او بگويم: در من راجع به تو تمام درجات دلبستگى و دلدادگى و شوق و وُدِّ متّصل كننده و انسان را در وجود خويش درباخته، موجود است، او در پاسخم ميگويد: اين به جهت آنستكه ملاحت اختصاص به من دارد، و تمام درجات و مراتب حسن و زيبائى در من موجود است.
٢٦- زيبائيها و محاسن او كامل است. بنابراين اگر براى ماه شب چهارده كه دائرهاش اكمل و نورش اتمّ است، از خود نور و ضيائى را بطور هديه بفرستد، ديگر خسوف و گرفتگى عارض آن ماه نخواهد شد.
٢٧- و اگر وصف كنندگان و ستايشگران با وجود اشكال مختلف و انواع