روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٤٤ - بعضى ادعا كردند مراقبه و ذكر و فكر و محاسبه غلط است
احترام قائل مىشدم؛ اينها موجب آن شد كه: مجالس طُرّاً و كُلّا در تحت نفوذ ايشان قرار گرفت. و بعضى از معمّمين كه با حقير هم نسبت سببى داشتند، و برخى از رفقاى بازارى؛ همگى شيفته آن سبك و اسلوب شدند.
البتّه كراراً و مراراً هم نسبت به آن دو مرد محترم، و بعضاً نسبت به بعضى ديگر از آنها اجمالًا تذكّر ميدادم كه: اين سبك صحيح نيست؛ و نياز به استاد، و داشتن ذكر و فكر و مراقبه، از اركان سلوك است و بدون آن قدمى را نمىتوان فراتر نهاد. و شب تا به صبح را دور هم جمع شدن و به خواندن اشعار حافظ و ذكر خوبان و سرگذشت طالبان و گرم كردن مجالس را به اين نحو، و سپس شام خوردن و باز مشغول بودن به همين گونه امور تا پاسى طولانى از شب برآمدن، و بدون تهجّد خوابيدن و تنها به نماز صبح فريضه قناعت نمودن، دردى را دوا نمىكند، و مانع و سدّى را از جلو پاى سالك بر نميدارد.
البتّه اين مجالس خوب است در صورتيكه توأم با دستورات عميق سلوكى از مشارطه و مراقبه و محاسبه باشد، بطوريكه سالك را در بازار و كنار ترازو، و در معاملات تجارتى و سائر امور، همچون اين مجالس با نشاط و مراقب گرداند؛ نه آنكه بدون تعهّد و التزام باطنى، صبح دنبال كار رود، و با بعضى از معاملات ربوى و بانكى و عمل به چك و سفته، و يا خداى ناكرده عدم عمل صحيح و راستين در هنگام كار و گيرودار بازار، خود را به دريا زده و هر گونه كارى را با فعّاليّت خود انجام دهد؛ آنگاه به حضور در جلسه شبها دلخوش باشد. اين راه غلط است و جز اتلاف عمر و سرگرمى به بعضى از امور دلپسند همانند سائر طبقات، حاوى هيچگونه مزيّتى و فضيلتى نيست.
حقير براى هر يك از سرشناسان و مدبّران امور آن مجالس (نه براى همه و يكايك از افراد) مطلب را روشن ساخته و توضيح دادم؛ گرچه در بعضى از مجالس- كه مرحوم رفيق و دوست شفيق و عاشق حقيقى امام حسين