روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٣١ - رؤياى آية الله آقا شيخ عباس و توضيح و تفسير آن
حقير از محضر شريف آية الله طهرانى استفادهها بردم، و چندين سال كه در حوزه مباركه قم براى تحصيل مشرّف بودم، بعضى از جمعهها در معيّت آقا سيّد ابراهيم به محضر أنورشان مىرسيديم و از مواعظ و نصائحشان مستفيض مىگشتيم. ايشان داراى بعضى از حالات روحى بودند كه كاشف از نوعى اتّصال بود؛ ولى از طرفى دل دردهاى شديد و زخم معده كه ساليان متمادى در حقيقت ايشان را زمينگير كرده بود و از طرفى ديگر محافظت بر أسرار، اجازه نميداد تا پرده از چهره برافكنند و حقائق را همچون حضرت علّامه طباطبائى و آية الله انصارى روشن سازند.
خودشان ميفرمودند: من گوهرى در خرابه گير آوردهام، و راه پيدا كردنش را بلد نيستم. روزى حقير از ايشان درباره توحيد أفعالى سؤال كردم. فرمودند: لب ببند! اين از اسرار است. إجمالًا اينك بدان كه: همه امور از جانب خداست!
رابطه استادى و شاگردى در ميان ما و ايشان برقرار نبود؛ امّا چون عالمى جليل و دل سوخته و دل خسته بود و در دعاهاى ندبه سوز خاصّى داشت، به محضرش مشرّف مىشديم. و حقّاً هم او دريغ نمىفرمود؛ و بسيارى از مواعظ