روح مجرد (يادنامه موحد عظيم و عارف كبير حاج سيد هاشم موسوى حداد) - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٢٦١ - بيان حضرت آقا حاج سيد هاشم كه وجود خود امام بزرگترين معجزه الهى است
جا بود و مزاحم كسى نبود به آنجا ميرفتند؛ و اين رويّه آنحضرت بود در همه مشاهد مشرّفه مثل نجف و كربلا و كاظمين و سامرّاء.
در ذكر معجزات و كرامات صادره از حضرت امام رضا ٧
در ذكر معجزات و كرامات صادره از حضرت امام رضا ٧
در آن يك دهه توقّف ايشان در ارض اقدس معجزه خاصّى از حضرت امام رضا ٧ مشهود نشد تا حقير آنرا در اينجا بنگارم، ولى حاجتمندانى كه براى شفاى امراض از راههاى دور آمده بودند و بست نشسته بودند و خود را به شُبّاك حرم يا شبّاك صحن بزرگ بسته بودند بسيار بودند. يك روز با ايشان راجع به معجزات خاصّه حضرت ثامن الائمّه ٧ سخن به ميان آمد، ايشان شرحى بيان فرمودند كه محصّلش اينست:
بيان حضرت آقا حاج سيّد هاشم كه: وجود خود امام بزرگترين معجزه الهى است
وجود خود أئمّه عليهم السّلام بزرگترين معجزه است، و أفعال آنان حيّاً و ميّتاً همه معجزه است. و انسان نبايد فقط إعجاز آنانرا در موارد استثنائى بجويد؛ و از يك دريچه به عظمتشان نظاره كند.
كسيكه عملًا نه علماً به مقام ولايت ميرسد و ولىّ خدا مىشود و خدا ولىّ او ميگردد، همه اعمالش و كردارش و صفاتش، فعل و كردار و صفات خدا مىشود. نه اينكه او خدا مىشود و يا خدا از خود چيزى را بريده و جدا كرده به او ميدهد، يا آنكه از خود چيزى را نبريده و جدا ننموده وليكن به او هم مشابه آنچه را كه خودش دارد عنايت ميكند. اينها همه غلط است و نادرست.
بلكه بواسطه شدّت صفا و خلوصى كه بنده پيدا نموده است، از هستى مجازى و اعتبارى بيرون آمده و فانى در ذات خدا شده و خداوند در او تجلّى نموده است. يعنى وجودش و سرّش و واقعيّتش آينه محض و مرآت تمام و كمال جمال و جلال ذات احديّت گشته و خدا نما شده است. ممكن الوجود هر چه هم ترقّى كند و بالا و بالاتر رود، محال است چيزى را از خدا اخذ نمايد و